تخریب محیط زیست ایران بس بود !

روزنامه اعتماد ملی اخیراً یادداشتی از آقای عبدالحسین طوطیائی با عنوان " تخریب محیط زیست بس است" را منتشر کرد که جهت روشن شدن موضوع نه تنها برای جناب طوطیائی بلکه فعالان و دلسوزان عرصه محیط زیست کشور بیان نکاتی را ضروری می دانم .

در این یادداشت آمده است آقای احمدی نژاد :

 به عنوان یک متخصص کشاورزی که در این چهار سال گذشته شاهد فاجعه نابودی پرشتاب منابع طبیعی و محیط زیست در کشور بودم ... چهار سال دوران ریاست جمهوری شما با تخریب شدید محیط زیست ، منابع طبیعی و اراضی کشاورزی محدود این کشور همراه بوده است ... پس من حق دارم که صدای شما برایم تداعی آهنگ دلخراش اره موتوری ها در جنگل های آسیب پذیر و    بی بدیل نظیر شمال و دیگر نقاط ایران باشد ...

وقتی تصویرتان را می بینیم از بین رفتن تالاب بی نظیر انزلی و فرو افتادن درختان پارک جنگلی گلستان برایم تجسم می شود ... آنچه که از طراوات طبیعت کم سبز کشورمان باقی مانده است ، ترسان و لرزان در این چند ماهه اخیر در صفی از نابودی ، چشم به نتیجه انتخابات دوخته بودند تا شاید کس دیگر بیاید و ...

  1. بارها و بارها از دلسوزان محیط زیست کشور شنیده ام که محیط  زیست و حفاظت از آن یک مقوله غیر سیاسی است و ارتباط دادان آن با رویدادهای سیاسی یک فرصت طلبی کاملاً محسوس است.   از روزنامه اعتماد ملی که جز بی اعتمادی خروجی دیگری ندارد و انتظار چندانی نیست و شاید از آقای طوطیایی که علی رغم سعی و تلاشش برای غیر سیاسی قلمداد کردن یادداشت خود اما تاب نیاورده و انتظار خود برای آمدن کس دیگر را کتمان نکره است ، هم . اما از فعالان صادق این عرصه مهم کشور انتظار می رود محیط زیست کشور را از آفت سیاست زدگی مصون بدارند چرا که تاریخ محیط زیست کشور نشان داده است که هر گاه آمیختگی این حوزه با سیاست و حتی روابط خاص اجتماعی صورت گرفته است ، جز آسیب جبران ناپذیر چیزی عاید آن نگشته است .
  2. اگر چه مقوله محیط زیست هیچگاه و در هیچ دولتی چه قبل و چه بعد از پیروزی انقلاب اسلامی اولویت اول کشور نبوده است و شواهد فراوانی برای اثبات غیر قابل انکارآن وجود دارد اما توجه به حجم و نوع تخریب های وارده به محیط زیست کشور ، عملکرد دولت نهم را قابل دفاع تر می نماید . بد نیست آقای طوطیائی تنها توجه اندکی به عملکرد مسئولان کشور و به طور ویژه سازمان حفاظت محیط زیست در دوره 8 ساله اصلاحات بیندازند و آنگاه حجم آن را با دولت نهم مقایسه نماید و هم به افکار عمومی اعلام نماید که چرا در آن دوره احساس هیچگونه خطری نکرده است :

-          تخریب وسیع سواحل در عسلویه

-          تصویب طرح احداث ، آزاد راه تهران- شمال و انجام عملیات در فاز چهارم و تخریب منطقه

-          تصویب احداث جاده در پارک ملی گلستان با امضاء رئیس وقت سازمان

-          تصویب و اجرای سرازیر شدن پساب نیشکر به تالاب شادگان

-          تصویب عبور فیبر نوری از جنگل گلستان

-          تصویب طرح احداث شهر جدید پردیس در منطقه حفاظت شده جاجرود و پارک ملی خجیر

-          تصویب و احداث شهر جدید صدرا در پارک ملی بمو

-          تصویب احداث جاده در پارک ملی لار

-          تصویب و اجرای احداث جاده کنار گذر غرب اصفهان در پناهگاه حیات وحش قمیشلو

-          تصویب و احداث جاده کازرون در منطقه حفاظت شده ارژن و پریشان

-          تداوم  احداث جاده در دریاچه ارومیه

-          تصویب و احداث جاده در بخشی از تالاب انزلی

-          تصویب برداشت آب از دریاچه ارومیه جهت کارخانه کاوه سودا و احداث حوضچه

-          تصویب و اجرای طرح میدان نفتی آزادگان در تالاب هورالعظیم

-          واگذاری بخشی از پارک ملی سرخه حصار به یگان های نظامی

-          اجرای طرح مس سونگون در دل جنگل های ارسباران

-          ایجاد منطقه ویژه اقتصادی امیر آباد بهشهر در کنار منطقه ارزشمند میانکاله

-          تصویب انتقال خط گاز پنجم تهران از دل پارک ملی خجیر

-          تصویر احداث آزاد را تهران – پردیس از منطقه حفاظت شده جاجرود

-          واگذاری دهها معدن در مناطق چهارگانه

این موارد تنها بخشی از کارنامه درخشان دولت اصلاحات در راستای تخریب محیط زیست کشور است و جالب اینکه که در آن ایام افرادی که امروز سینه چاک حفاظت محیط زیست کشورند یا خود در این    تخریب ها شریک بوده و یا مهر سکوت بر لب زده بودند !

3. مصوبات دولت و همچنین تصمیمات سازمان حفاظت محیط زیست در دوره اصلاحات آنچنان شتاب یافته بود که حتی در واپسین لحظات دولت نیز ادامه داشت که از جمله می توان به واگذاری بخشی از منطقه سراج به وزارت نفت ،احداث معدن حرم حضرت امام در پناهگاه حیات وحش موته و موارد دیگری اشاره کرد که در همان ابتدای دولت نهم این مصوبات مخرب لغو گردید . حال باید از جناب آقای طوطیایی سئوال کرد که چرا آن موقع رگ محیط زیستی ایشان نجنبید؟ چرا آن موقع که بنا به دستور جناب آقای هاشمی رفسنجانی دو راس گوزن زرد جهت هدیه به امیر کشور امارات متحده عربی ارسال شد و وی نیز فرستادگان را با اهداء ساعت مچی طلا بدرقه نمود ، هیچ صدایی از کسی بر نخواست؟! و صدها سئوال دیگر که اگر روزی وجدان بیداری برای شنیدن آن حوصله داشت از افشاء آنها دریغ نخواهم کرد.

 

  
نویسنده : دلاور نجفی حاجی پور ; ساعت ۱٢:۳٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٤/٢٢
تگ ها :


پارک ملی کویر

 

جناب آقای دکتر کرمی

مدیر محترم خبرگزاری مستقل محیط زیست ایران

 

باسلام و تشکر از توجه آن سایت محترم به رویدادهای زیست محیطی کشور

           اخیراً مطلبی از طرف جناب آقای محمد مجابی با عنوان «پارک کویر در مخاطره» در آن سایت به چاپ رسید( http://www.iren.ir/Nsite/FullStory/?Id=634 ) که به نظرم نیاز به پاسخ دارد . لذا خواهشمند است مقرر فرمائید جهت تنویر افکار عمومی این مطلب در سایت خبرگزاری ایرن به نمایش در آید:

1-     توجه جناب آقای مجابی به وضعیت محیط زیست کشور قابل تقدیر است و اینجانب منکر حسن نیت ایشان هم نیستم و از این بابت جای قدردانی دارد

2-     دفاع سازمان از پارک ملی کویر تا کنون در مقایسه با سایر عرصه های طبیعی کشور بی نظیر بوده است و قطعاً این دفاع ادامه خواهد یافت و تا هستیم آن را همچنان حفظ خواهیم کرد .

3-     اما چند سئوال و البته جواب آن:

1-3- جناب آقای مهندس مجابی مثال های خوبی آورده اید : اجازه ورود پساب نیشکر خوزستان به شادگان را چه کسی صادر کرد؟مگر نه اینکه در شورای معاونین سازمان در دولت گذشته بررسی و مجوز آن صادر شد ؟! (سند شماره 1)

2-3- مجوز اجرای طرح مس سونگون را دیگر باید به خاطر داشته باشید! حتماً نامه شماره 788/21 مورخ 3/3/83 مدیر کل وقت دفتر ارزیابی سازمان را ببینید که اعلام نموده است اجرای طرح مذکور بلامانع می باشد (سند شماره 2)

و موارد دیگر از جمله واگذاری زمین به شهر جدید پردیس ، آزاد راه تهران پردیس ، خط انتقال گاز 48 اینچ ، بندر امیر آباد، مجوز پارس چنوبی ، آزاد راه تهران – شمال ، مجوز جاده گلستان، جاده عبوری از پارک ملی لار ، مجوز کنار گذر غرب اصفهان ، جاده کازرون – ارژن، کارخانه کاوه، میدان نفتی آزادگان و معدن حرم امام (ره) در موته  و دهها مورد دیگر که شما هم بودید و مجوز آنها صادر شد و حرفی نزدید!

3-3- مگر در همین پارک ملی کویر وزارت نفت لرزه نگاری 2 بعدی انجام نداد؟!

4-3- منطقه سراج را چه کسی دو دستی تقدیم وزارت نفت کرد؟! و کدام دولت آن را لغو کرد؟! (سند شماره 3)

5-3- پارک ملی نایبند را مصوبه کدام دولت دو دستی تقدیم وزارت نفت کرد ؟ و کدام دولت آن را لغو کرد! (سند شماره 4)

 

جناب آقای دکتر کرمی

از جنابعالی خواهشمندم  اسناد را نیز در معرض روئیت خوانندگان عزیز بگذارید تا بهتر قضاوت نمایند.

  
نویسنده : دلاور نجفی حاجی پور ; ساعت ٥:٥۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٢/٢٦
تگ ها :


در بارهء خودم !

متولد هفتم اردیبهشت سال 1350(روزی مثل فردا !)در میانهء سلسله جبال زاگرس و در منطقه ای که سالیان بعد به عنوان منطقهء حفاظت شدهء شیرین بهار (شیمبار) شناخته شد.یک عشایرزاده ای که به برکت تلاش بزرگمردی از دیار فارس به نام محمد بهمن بیگی که بنیان گذار آموزش عشایر بود ،درس خواندن را در سیاه چادر های عشایری آغاز کردم آن هم در سن پنج سالگی ! کلاس هایی که نه از میز خبری بود و نه از نیمکت ! بلکه پای صخره ها و زیر درختان شکل می گرفت . دوران راهنمایی و متوسطه در شهر لالی در حوالی مسجد سلیمان سپری شد و در سال 1367 موفق به اخذ مدرک دیپلم شدم و در تمامی این سال ها شاگرد اول بودم . در سال 1367 در رشتهء زمین شناسی وارد دانشگاه اصفهان شدم و به علت غربت و دهاتی بودن در همان ترم اول مشروط شدم ! دورهء  کارشناسی ارشد را در رشتهء چینه شناسی و فسیل شناسی دانشگاه تربیت معلم تهران به پایان برده وعلی رغم فعالیت های سیاسی و مسئولیت انجمن اسلامی با معدل 19 به عنوان شاگرد اول دانشگاه شناخته شدم .و در این دوره ها هم از هیچ سهمیه ای استفاده نکردم. علی رغم امکان استفاده از سهمیهء شاگرد اولی جهت ورود به مقطع بالاتر از آن استفاده ننموده و چون گرایش چینه شناسی و فسیل شناسی چند سالی در دانشگاه های دولتی پذیرش نداشت ، در آزمون دانشگاه آزاد شرکت کرده و پذیرفته شدم. در سال 1383 امتحان جامع را با موفقیت گذراندم و بعلت فعالیت های اجرایی دفاع از پایان نامهء دکتری به طول انجامید که عنقریب از آن دفاع خواهم کرد .رشتهء چینه شناسی و فسیل شناسی در اصل و اساس پالئوبیولوژی و پالئواکولوژی است.یعنی مطالعهء گونه های مختلف جانوری و گیاهی ،سیستماتیک ، اختصاصات و اکولوژی آنها . و ما فسیل شناسان مجبوریم گونه های عهد حاضر را حتما مطالعه کنیم تا بتوانیم نیاکان آنها را بشناسیم !با این تفاوت که مفهوم تکامل برای ما ملموس تر بوده هرچند شناسایی نمونه ها بصورت فسیل بسیار پیچیده تر است . گاهی دیدن یک رگبرگ در یک نمونه فسیل گیاهی روز ها زمان می برد ولی در یک نمونهء عهد حاضر به راحتی قابل تشخیص است .

  
نویسنده : دلاور نجفی حاجی پور ; ساعت ٤:٥٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٢/٦
تگ ها :


پارک بی نظیر نایبند !

لطفا اول به آدرس زیر نگاهی بیندازید !

 http://iren.ir/Nsite/FullStory/?Id=491

حداقل انتظار این است که افرادی که خود را صاحبنظر در حوزه محیط زیست خصوصا زیستگاههای حساس کشور میدانند و معمولا هم نظرات خود را باطلاع دیگران میرسانند بد نیست حداق اطلاعی از این مناطق داشته باشند.

درست است که نایبند در رده پارک ملی ثبت شده است. اما از همان ابتدا خصوصیات پارک ملی را نداشت. و زیستگاه بی نظیر جانوران هم نیست. نه قوچ دارد و نه میش و نه کل و بز از آهو هم آنجا خبری نیست. گرگ و کفتار هم کسی آنجا ندیده است. اساسا آنجا نمیتواند زیستگاه بعضی از این گونه ها باشد. یک زیستگاه دشتی و تپه ماهوری است. و حتی یک عقب افتاده ذهنی در حوزه محیط زیست هم میداند که آنجا نمیتواند کل و بز داشته باشد! گونه گیاهی چندل هم در آنجا یافت نمیشود. آنچه که در این پارک ملی قابل توجه است خلیج بی نظیر نایبند است. که عمده جنگلهای حرا هم در حاشیه همین خلیج قرار دارد. و نه در گذشته و حال به هیچ دستگاه دولتی هم واگذار نشده است. نه سپاه نه وزارت نفت. متعرضی هم ندارد. مابقی پارک خشکی است شبیه اکوسیستم ساحلی است که از بوشهر تا چابهار وجود دارد وهیچ اختصاصات ویژه ای هم ندارد.

  
نویسنده : دلاور نجفی حاجی پور ; ساعت ٩:۱۱ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۱/٢٥
تگ ها :


درد دل !

علیرغم اینکه با خودم عهد کرده بودم تا دیگر نه سایتهای محیط زیستی را نگاه کنم و نه وبلاگهای دوستداران محیط زیست را بخوانم اما دلم نیامد و پشیمان شدم چون دیدم شاید تنها مدیر سازمان باشم یا حداقل در رده معاونت سازمان که گاه‌گداری که وقت پیدا کنم و فارغ از کارهای روزمره به این سایتها و وبلاگها سر می‌زنم و از طرفی دیگر هم خیلی از این عزیزان واقعاً دوستداران محیط زیست هستند واگر گاهی حتی غلو هم میکنند یا از سر درد است یا از سر مطرح شدن و هر دوی آن نیاز به پاسخ دارد و همچنین هورائی که معمولاً در قالب کامنت‌ها برای این عزیزان هم میرسد تامل‌برانگیز است و باز هم وبلاگ گردی در دنیای مجازی برای مدیران عصر ما همانند خرقه پوشیدن شاه عباس صفوی در بین مردم عصر خویش است (نخوانید عوام) دل را به دریا زدم و ساعاتی را با این سایتها و وبلاگها به سر بردم از خبرگزاریهای و پایگاههای خبری محیط زیست مثل سبز پرس و سبز نیوز، ایرن و ایسنابگیر تا وبلاگ خانمها جمشیدی، قاسمیان، موسوی، و آقایان ناصر کرمی و محمد درویش، سام خسروی و سرباز سرزمین، فصل سبز، زیستبان، همنهاد و خیلی‌های دیگر که نامشان در خاطرم نمانده است و اگر نظرم را بخواهم در سطری بیان کنم این است « آمیخته‌ای از واقعیت و دروغ، درد و بی‌دردی، سوختن و عقده‌گشایی» و «نان‌یابی و گاهی هم صرفاً کار حرفه‌ای» برخی از مطالب واقعیت‌های تلخی است که این روزها در حوزه محیط زیست در حال شکل‌گیری است و هنگام خواندن آن گاهی از خودم بدم می‌آید و آنجا که سرباز سرزمین که نمی‌دانم هم کیست برخی مطالب را بیان می‌کند و از برخی مسائل گلایه می‌کند و از نبود شورایعالی حفاظت محیط زیست می‌گوید در دلم او را تحسین می کنم و گاهی هم از دروغ‌های شاخداری تعجب می‌کنم که آنقدر تکرار شده‌اند که بیچاره خوانندگان هم به این باور رسیده‌اند که نکند پارک ملی کویر هر روز شاهد مانور نظامی سپاه است؟! به خدا قسم دروغ است هیچ نیروی نظامی حتی یک نفر در پارک ملی کویر وجود ندارد و به هیچ کس هم اجازه داده نشده است، هیچ مانوری هم تا کنون داخل آن انجام نشده است و یا عبور جاده از دل پارک ملی خجیر که در آتش‌نوشت برادر عزیز سام خسروی آمده است. والله این جاده منتفی شده است آن هم با دستور شخص مقام معظم رهبری. خواننده بیچاره که کذب بودن خبر را نمی‌داند پیغام میدهد چه درد آور؟!!!! ، روزگاری بدی را می گذرانیم .......روزگار غریبی است نازنین.....! و یا خانم جمشیدی که استاد فن احساس برانگیزی است ، «وجدان ما با پرنده‌ها در پریشان سوخت»، « محیط بانان دلسوز اخراج شدند»، «سازمان حفاظت محیط زیست مجری کشتار خاموش» خیلی مطالب ایشان قابل پاسخ نیست چرا که مامور است و معذور بیچاره آنانی که او را بانوی محیط زیست ایران میدانند! خدا کند بی‌حوصلگی لری کار دستم ندهد و گرنه آنچه را خواهم نوشت این خانم محترم را برای همیشه از وبلاگ نویسی پشیمان خواهم کرد.

خدا وکیلی از قلم الهه موسوی خوشم می‌آید . اگر چه گاهی رگه‌هایی از بی‌انصافی در نوشته هایش وجود دارد نمونه آن آخرین مطلب ایشان است که همه مسائل کشور را خطاب به مدیران محیط زیست کشور نوشته است از جمله واردات میوه و امنیت کشور و هم غم نان و پوشاک شتاء !!!

برخی نوشته‌ها از سردرد است و گاهی علمی  گاهی هم غیر کارشناسی . نوشته‌های محمد درویش از نوع اول آن است است گاهی دوست دارم بیشتر توضیح بدهد. معمولاً از نوشته‌هایش آدم چیزی یاد میگیرد و گاهی هم نوشته‌ها از سر بی‌دردی است . محیط زیست حوزه لوکسی است . پز دادن با آن خوب است! جهان‌پسند هم هست . اجازه بدهید مصداق این بخش را معرفی نکنم. برخی نوشته‌ها از سر عشق است شاید خیلی هم درد در آن نباشد. ناصر کرمی معمولاً در همین وادی سیر می‌کند . گاهی هم نوشته‌های محیط زیستی یک کار حرفه ای است . غمخوار در خبرگزاری ایسنا را باید از این دست آدمها دانست.

 البته در کار حرفه‌ای‌اش خبره است. خبر را به هر طریقی کشف می‌کند و معمولاً سعی می‌کند بیطرف بماند در دعوای سیاسی محیط‌زیستی‌ها! نان‌یابی و گاهی هم نان از دست داده‌ها نیز گاهی ما را مینوازند. سفره‌ای بوده است پهن که حالا نیست! دعوا دارد دیگر‌! اگر خودشان نمی‌نویسند، شاگردانشان که نمرده‌اند! مثل همین داستان یوزپلنگ بیچاره تا فلانی هست، همه چیز امن و امان است اما وقتی رفت دیگر یوزپلنگ نابود شد! جوری هم حرف می زنند که گویا سه هزار تا یوزپلنگ تحویل ما داده‌اند و حالا هفتاد تا مانده است !

  
نویسنده : دلاور نجفی حاجی پور ; ساعت ۱۱:٥٠ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۱/٢٤
تگ ها :


بخشی از فعالیتهای معاونت محیط طبیعی در سال 1387 ( زیستگاهها )

 

-        تهیه بانک اطلاعاتی مناطق چهارگانه

-        ارتقاء سطح 14 منطقه جدید ( بزودی اعلام خواهد شد )

-        انجام مطالعات توجیهی و تفضیلی مدیریت مناطق ( 30 منطقه )

-        اصلاح حد و حدود مناطق و تدقیق مرزها

-        تهیه لیست تعارضات موجود در مناطق

-         تدوین دستورالعمل‌های:

                         تعیین کاربری مستثنیات مناطق

                         اجرای پروژه های طبیعت گردی

                         نحوه استقرار واحد های آب معدنی

                         نحوه احداث خطوط انتقال

 

-        افزایش تعداد ذخیره گاههای زیست کره

-        اجرای برنامه مبارزه با خشکسالی

-        اجرای طرح حفاظت از تالابهای ایران

-        شرکت فعال در نشست های بین المللی ( اجلاس IUCN ، توسعه پایدار منطقه قفقاز و ... )

-        میله گذاری دریاچه ارومیه

-        تعیین مرز و حریم اکولوژیکی تالابها

 

 

 

  
نویسنده : دلاور نجفی حاجی پور ; ساعت ٢:۱٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱/۱٦
تگ ها :


عیدتان مبارک !

سلام . امیدوارم فعالان عرصه ئ محیط زیست کشور سالی با تخریب کمتر را شاهد باشند .

  
نویسنده : دلاور نجفی حاجی پور ; ساعت ۱:٠٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱/٩
تگ ها :


دانایان ما اینانند ؟!!!

روزنامه همشهری، صفحه اول، شماره 4773 روز چهارشنبه 30/11/87  مطلبی با عنوان "خطر انقراض برای یوز ایرانی" منتشر کرد.

"با تداوم روند فعلی و توقف پروژه حفاظت از یوز ایرانی، نسل این گونه نایاب طی 10 سال آینده کاملاً منقرض خواهد شد. به گزارش خبرگزاری محیط زیست ایران اسماعیل کهرم جانور شناس و استاد دانشگاه با بیان این مطلب به جنگلهای میرزابایلوی گلستان و بیابان خارتوران به عنوان مکانهایی که یور در آن از بین رفته‌اند اشاره کرده و گفت : در حال حاضر نیز این جانور در نایبند خراسان جنوبی، بهادران، بافق، یزد و دره انجیل و همچنین در منطقه کویر سمنان و دامغان به دلیل مشاهده عینی وجود دارد. کهرم عملکرد سازمان محیط زیست فعلی را نامناسب قلمداد کرد و افزود در شرایط فعلی با ساختار و بی اطلاعی و عملکرد فیر تخصصی این سازمان در بقای یوزپلنگ ایرانی باید تردید کرد در حالی که با روی کار آمدن افراد متخصصی علاقمند، متعهد و کارشناس می‌توانیم تا 50 سال آینده بقای این حیوان نادر در حال انقراض را تضمین کنیم .

وی در گفت و گو با ایرن با ابراز تاسف اظهار داشت: با متوقف شدن پروژه حمایت از یوز هیچگونه امیدی به بقای این حیوان وجود ندارد. باید مسئولان سازمان محیط زیست درک لازم را از این فاجعه زیست محیطی داشته باشند و هر چه سریعتر اقدامات لازم را جهت جلوگیری از انقراض این گونه نایب انجام دهند. در غیر اینصورت تا 10 سال آینده یوزپلنگ ایران به طور قطع منقرض خواهد شد."

 

1- در رابطه با از بین رفتن یوز در جنگل های میرزابایلو باید گفت یوز ایرانی در اراضی جنگلی وجود نداشته و ندارد و در جنگل های میرزابایلو!! که مصاحبه شونده عزیز، آقای کهرم،  اشاره فرموده اند اساساً یک درخت هم وجود ندارد چه برسد به جنگل.

2- در خصوص از بین رفتن یوزپلنگ در خارتوران نیز گفتنی است،‌ زیباترین عکسی که در ایران از یوز داریم در آبان ماه 1387 توسط آقای نادر کرمی محیط بان سخت کوش و زحمت کش این منطقه و با یک دوربین معمولی در خارتوران گرفته شده که در زیر مشاهده می شود.

3- اظهارات ایشان درباره توقف پروژه حفاظت از یوزپلنگ آسیایی نیز بسیار جای تامل و تاسف دارد، چرا که این پروژه از سال 1380 فعالیت های خود را در 5 زیستگاه آغاز و علی رغم رکود نسبی فعالیت های حفاظتی آن در سال های 85 و 86، هیچگاه توقفی نداشته و بالعکس در سال جاری اقدامات حفاظتی و مطالعاتی خود را در سطح 9 زیستگاه گسترش داده و این مطلب در گزارش ارزیابان بین المللی و ملی این پروژه که طی چند ماه گذشته با سرپرستی آقای دکتر اورس برایتنموزر، رئیس گروه گربه سانان IUCN به ارزیابی آن پرداخته اند با صراحت ذکر شده و این پروژه را به عنوان الگوی پروژه های حفاظتی در خاورمیانه برای نجات گونه های در خطر انقراض مطرح و تلاش های اخیر سازمان را در بازسازی این پروژه ستوده اند.

     

        جناب آقای دکتر کهرم، اگر جنابعالی بواقع دلسوز میراث طبیعی نیاکانمان هستید!! چگونه با اینگونه اظهار نظرات کذب و غیر واقع روح و روان محیط‌بانان و اقشار مختلف زحمت کش این سازمان را که با همه ناملایمات و کاستی ها مشغول حفظ و حراست از طبیعت هستند می آزارید. مگر نه آنست که متخصصین مورد نظر شما جمعیت یوز را در دهه 1370 کمتر از 15 قلاده اعلام کردند و در اوایل سال جاری جمعیت یوز را در حضور خود حضرتعالی بالغ بر یکصد قلاده و بطور رسمی اعلام نموده اند؟ واقعا شما به چه چیز معتقدید؟؟وای به حال قومی که دانایانش شمائید !  

 

  
نویسنده : دلاور نجفی حاجی پور ; ساعت ٤:۱٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۱٢/٧
تگ ها :