وبلاگ شخصی دلاور نجفی حاجی پور

مصاحبهء اخیرم در خصوص جادهء ابر
نویسنده : دلاور نجفی حاجی پور - ساعت ۳:٢٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٩/۱۸
 

 درباره جاده ابر/ به نام مردم، به کام زمین خواران

توسط الهه موسوی

 

/من از مسوولان محترم چه در ریاست جمهوری و هیات دولت و چه در سازمان محیط زیست خواهش می کنم که پروژه ساخت این جاده را از دستور کار اجرایی شان حذف کنند و نهادهایی که پیگیر حواشی این ماجرا هستند: رانت های احتمالی که در این بین شاید وجود داشته باشد یا برخی منفعت طلبی های شخصی که در این بین هست را رسیدگی کنند

    جنگل های ما واقعا آسیب پذیر هستند. ما فقط دو میلیون هکتار جنگل داریم. روسیه ۵۰۰ میلیون هکتار جنگل دارد. ما روسیه نیستیم که همین جوری چوب بری کنیم و نگران نباشیم که حالادر جنگل هایمان جاده بزنند و اکتشاف نفت و لوله گذاری گاز انجام بدهند. (دکتر دلاور نجفی، معاون سازمان حفاظت محیط زیست کشور) /

 

————————————————————————————————-

 

 شاید مصوبه جنگل ابر را بتوان تغییر شکل یافته ترین مصوبه محیط زیستی در سال های پس از انقلاب به حساب آورد. مصوبه یی که ابتدا با یک درخواست ساده برای تعمیر و بازسازی یک جاده روستایی آغاز شد و در ادامه و مصوبه های بعدی، تبدیل شد به ایجاد یک راه جدید آن هم برای مسیری که یکی از کمیاب ترین و شکننده ترین اکوسیستم ها را در جوار خود دارد. این پروژه که در سال های ابتدای انقلاب و دولت موقت جزو درخواست های مردم محلی بود بعدها دستاویزی شد برای منفعت طلبی و زمین خواری برخی افراد که اتفاقا دارای نفوذ نیز بودند. مصوبه اهرمی قوی بود اما در این راه یک چیز باید تغییر می کرد تا آنها به خواسته شان برسند: دیگر آن راه کوچک روستایی به کار زمین خواران نمی آمد: بلکه باید جاده یی ساخته می شد تا بتواند پولدارهای پایتخت نشین را در روزهای تعطیل سال، جذب ویلاها کند و کیسه صاحبان آن ویلاها را پر. پس باید مصوبه تغییر می کرد و تغییر هم کرد. تغییری که هفت سال مناقشه جدی بین دولت، سازمان های منابع طبیعی و محیط زیست، وزارت راه و ترابری، فعالان محیط زیست و یکی دو تن از نمایندگان مجلس را پدید آورد. حل این مشکل تنها یک راه داشت و آن ایستادگی متولی آن، یعنی سازمان جنگل ها، منابع طبیعی و آبخیزداری بود. چیزی که در عمل اتفاق نیفتاد و در نهایت اختیار آن به استاندار گلستان سپرده شد. امروز این جاده با همه مشکلاتش در حال احداث است و ظاهرا متولیان هم نگران جنگل های هیرکانی همجوار آن نیستند. دلاور نجفی، معاون محیط طبیعی سازمان محیط زیست در دولت نهم عقیده دارد که جاده جنگل ابر به نام مردم و به کام چند تن معدود ساخته می شود. این را در گفت وگوی زیر بخوانید.

 

   ماجرای جاده زرین گل که بعدها به جاده ابر معروف شد چه بود؟

درباره جاده جنگل ابر یکسری خواسته های محلی از قبل بود که روستاییان برای دسترسی راحت تر خواهان آن بودند. اما علت حاد شدن این مساله که به صورت امروزی درآمد از آنجا ناشی شد که در مصوبات دولت گنجانده شد. با این همه باز هم این وضعیتی که الان برای این جاده ایجاد شده، وجود نداشت. قرار بود در قالب یک جاده روستایی درجه دو جاده موجود را اصلاح کنند. در مصوبات سفر اول دولت نهم، مقرر شد که این جاده بازسازی شود.

 

واکنش سازمان در ابتدای کار چه بود؟

سازمان حفاظت محیط زیست روی این موضوع حساس بود و اتفاقا رییس محیط زیست وقت از همان ابتدا با این طرح مخالف بودند: ولی سازمان در منطقه ابر کاره یی نبود. چراکه آنجا نه جزو مناطق چهارگانه اش بود و نه جزو مناطق شکارممنوع. یک منطقه یی است مدیریتی که در اختیار سازمان جنگل ها و مراتع بود. یعنی اگر بنا بود یک دستگاهی در آنجا حساسیت نشان دهد و از این پروژه مخرب جلوگیری کند سازمان جنگل ها و وزارت جهاد بود نه سازمان محیط زیست.

 

این مصوبه در سفر استانی هیات دولت به گلستان تهیه شد، آیا سازمان در آنجا از موضع دفاعی قوی برخوردار بود؟

نه، نداشت. در جلسات هیات دولت در تهران، وزرا و رییس جمهور بودند و اگر بحث جاده ابر مطرح می شد و ما به راحتی دلایل خود را می آوردیم می توانستیم آن را رد کنیم. اما در سفرهای استانی، استانداران هم بودند و همچنین نمایندگان شهرهای استان: پس طبیعی بود که سازمان محیط زیست در اقلیت قرار می گرفت. آنجا خیلی راحت نمی شد بحث کارشناسی کرد. بیشتر بحث مطالبات مردمی را مطرح می کردند. سفرهای استانی با وجود تمام محاسنی که داشت بیشترین آسیب را به محیط زیست وارد کرد. مصوبات در سفرهای استانی بعضا عجولانه تنظیم می شد و جوانب زیست محیطی آن در نظر گرفته نمی شد. همچنین مصوبه ها در جلسات استان بدون امکان بیان مخالفت کارشناسی تصویب می شد و حتی اگر رییس سازمان محیط زیست و کارشناسان آن نیز مخالف بودند نمی شد کاری کرد.

 

در همه استان ها این گونه بود؟ اینکه صدمه گسترده یی را وارد می کند.

تقریبا در هر سفر دولت به یک استان، اگر پنج مصوبه مخالف محیط زیست داشته باشیم در ۳۰ استان کشور می شود ۱۵۰ مصوبه ضد محیط زیست. سازمان با چند تای اینها می توانست مخالفت کند؟ برای همین عرض کردم که سازمان ضعیف می شد.

 

در بحث مصوبه جاده ابر چه دلایلی وجود داشت که با آن مخالفت کردید؟

واقعیت اینکه احساس ما این بود که به جز نیاز منطقه، دلایل دیگری در تصویب این پروژه دخیل هستند. ضمن اینکه آنجا گونه های ممنوع القطع و ارزشمند داریم. اصلاآنجا نیاز به راه جدید نداشت. ۵ ،۶ جاده داشت که اگر یکی را بازسازی می کردند دیگر جاده جدید نمی خواست. جنگل ابر یک منطقه منحصر به فرد در حوزه البرز است. ضمن اینکه ما مسیرهای دیگری هم برای دسترسی به استان سمنان و گلستان داریم. مسیری که الان از شاهرود به آزادشهر می رود هم هست: چه دلیلی دارد که بیاییم یک جاده دیگری را به یک عرصه زیستگاهی حساس مثل البرز تحمیل کنیم؟ آن هم با وضعیتی که جنگل های ما دارند. از سوی دیگر احداث این جاده کمکی به مردم این منطقه نمی کند. یعنی حتی اگر ما بیاییم یک ارزیابی اقتصادی از موضوع بکنیم و آسیب ها و مخاطراتی که از نظر اقتصادی این جاده در منطقه دارد را در کنار آثار مثبتش بگذاریم بنده فکر نمی کنم که برای ما سودی داشته باشد.

 

اما عده یی جاده جدید می خواستند و بر این خواسته اصرار نیز داشتند.

بله. آنها به بازسازی این جاده قانع نبودند. اینها یک کار دیگر انجام دادند و مصوبه را تغییر دادند. بعد هم مسیر جاده را تغییر دادند. یعنی گفتند ما آن جاده قبلی را نمی خواهیم بازسازی کنیم: بلکه می خواهیم یک واریانت جدید احداث کنیم. این کشیده شد به سفر دوم دولت به استان سمنان. در آنجا رییس محیط زیست وقت رفتند و با متوقف کردن ماشین آلات راهسازی کار را نگه داشتند. حتی بنا به نقلی سوئیچ های آن ماشین آلات را هم با خودشان آوردند به جلسه هیات دولت. آنجا وزیر راه به رییس جمهور اعتراض کرد. ولی خانم واعظ جوادی در پاسخ گفتند که با توجه به اختیاراتم این کار را کرده ام. من وقتی می بینم تخریبی انجام می گیرد و به محیط زیست آسیب می رساند این اختیار را از نظر قانونی دارم که راسا کار را متوقف کنم.

 

   واکنش رییس جمهور چه بود؟

همان جا آقای رییس جمهور از وزیر راه وقت خواستند که این موضوع را پیگیری و حل و فصل کنند. یکی از آن داستان هایی که شاید خیلی نقل نشده باشد همین جلساتی بود که آقای رحمتی برگزار کرد. یک روز از دفتر ایشان تماس گرفتند که بناست جلسه یی راجع به جاده جنگل ابر در آن دفتر داشته باشیم. گفتند آقای رییس جمهور در سفری که به استان گلستان داشتند تحت فشار مسوولان محلی قرار گرفته اند که این طرح که مصوبه دو سفر را دارد فقط به دلیل مخالفت سازمان محیط زیست اجرا نشده است. آقای احمدی نژاد از وزیر راه خواستند که محیط زیست و جهاد و سازمان جنگل ها بنشینند و با هم مساله را حل و فصل کنند. خاطرم هست بنده وارد جلسه که شدم آقایان خطاب به خانم جوادی گفتند «شما از معاون تان بخواهید که راجع به جاده ابر مصاحبه نکند.» چراکه من معمولاپاسخ می دادم و با رسانه ها مصاحبه می کردم.

 

و پاسخ شما؟

من گفتم وقتی مشکلی پیش می آید باید به رسانه ها اطلاع داد. ما که نمی توانیم مواضع مان را اعلام نکنیم. در آن جلسه سازمان خیلی محکم ایستاد و از این بحث که ساخت جاده نباید با این اوضاع ادامه پیدا کند، دفاع کرد.

 

  گفتید که سازمان در آن جلسه، قاطع ایستاد و مخالفت خود را با ساخت جاده در آن مسیر اعلام کرد. پس چگونه باز هم کاری از پیش نبرد؟

متاسفانه در آنجا وزارت جهادکشاورزی کوتاه آمد و حتی شخص وزیر موضع چندان قاطعی در مخالفت با جاده ابر نگرفتند: در صورتی که زیرمجموعه ایشان بود. آن گونه که مدیران کل محیط زیست و منابع طبیعی در گلستان و سمنان، با ساخت این جاده مخالفت می کردند، مدیران کل منابع طبیعی این دو استان مخالفت نمی کردند. از سوی دیگر مدیران کل وزارت راه به شدت در این دو استان پیگیر این جاده بودند: ولی از ناحیه سازمان جنگل ها هیچ کار مثبتی انجام نشد. بنا شد آنجا صورتجلسه شود که این کار به چه نحوی پیگیری شود. همان جا برخی از دوستان به طنز گفتند «بند اول صورتجلسه عدم مصاحبه نجفی.» واقعا گفت که درباره جاده ابر اطلاع رسانی نکنید. بنده مخالفت کردم و گفتم که اگر مشکلی پیش بیاید ما مجبوریم به افکار عمومی به عنوان یک سیستم نظارتی بگوییم و این یکی از وظایف قانونی ما است که از اعتراضات مردمی استفاده کنیم. یعنی اگر جایی قرار است یک پروژه یی به محیط زیست آسیب برساند و ما نتوانیم در هیات دولت جلوی آن را بگیریم ناگزیریم با فعالان محیط زیست، روزنامه نگاران و رسانه ها صحبت کنیم و از توانمندی ها و پتانسیل آنها هم استفاده کنیم. مخصوصا اگر در این بین شائبه یی به نام رانت هم وجود داشته باشد که اتفاقا در پروژه جاده ابر به شدت وجود داشت.

 

   نتیجه آن جلسه چه شد؟

در آن جلسه خیلی به جمع بندی محکمی نرسیدیم. فقط بنا شد که روی این موضوع در حد معاونان وزرا، کار کارشناسی کنند. یک بخش داستان هم این بود که فشار از جانب نماینده علی آباد هم زیاد شد. ایشان حتی بحث تحقیق و تفحص از سازمان محیط زیست را نیز پیش کشید که در صورت حل نشدن این موضوع، آن را پیگیری خواهد کرد. فشار واقعا روی سازمان بسیار زیاد بود: ولی ما تا بودیم روی جاده ابر نرمشی نشان ندادیم: جز همین که «اگر می خواهید بر اساس مصوبه دولت کاری بکنید جاده موجود را بهسازی کنید.» می خواهید اصلاح پیچ و شیب و… بکنید، همین جاده موجود را درست کنید. واریانت جدیدی احداث نکنید. چون آن واریانت جدید، یک منطقه بکری را تخریب می کرد. تا کار کشید به یکم آبان ماه ۸۷٫ روزش را حفظم چون دخترم همان روز متولد شده بود و من در بیمارستان بودم. زنگ زدند که الان در مجلس شورای اسلامی بحث جاده ابر مطرح شده و شما باید همین الان به آنجا بروید. از رییس وقت محیط زیست در آن زمان خواهش کردم که من نروم. ایشان گفتند هر جوری هست باید بروید: چون موضوع در حال بررسی است و اگر از سازمان کسی آنجا نباشد امکان دارد مشکلات جدی ایجاد شود. من همان وقت بیمارستان را ترک کردم و رفتم. دیدم آنجا نمایندگان سمنان و گلستان هستند و البته یکی از نمایندگان تهران هم بود. برای بنده جالب بود که چرا این آقا به این موضوع علاقه پیدا کرده اند؟ بعد متوجه شدم که ایشان هم بومی همان منطقه هستند.

 

نتیجه نشست مجلس شورای اسلامی چه شد؟

در آن جلسه وزارت راه و کشاورزی هم بودند و از طرف سازمان محیط زیست بنده رفته بودم. باز ما دفاع کردیم که با احداث جاده جدید به شدت مخالفیم. ولی اگر بناست همان مصوبه اول که «بهسازی» است انجام بگیرد عیبی ندارد. اما یک شرط دارد: باید ارزیابی زیست محیطی آن انجام و به سازمان محیط زیست ارائه شود. آن جلسه هم باز به نتیجه خاصی نرسید.

 

با توجه به تخصص شما در حوزه زمین شناسی آیا مکان درخواست شده برای احداث جاده ابر مناسب است؟

بنده مطالعه زمین شناسی روی آن ناحیه نداشته ام: اما سازندهای زمین شناسی که در آنجا هست از جمله سازند شمشک که یک سازند تخریبی- رسی- ماسه یی – زغالی و… است قطعا مشکل آفرین است. در جاده های شمال هر کجا ما از این سازند عبور کردیم قطعا به مشکل برخورد کردیم. یعنی مدتی پس از احداث تخریب شده: حتی اگر تونل هم زدیم گاهی ریزش کرده. در مسیر جاده ابر هم این سازند وجود دارد و من نمی دانم وزارت راه مطالعه کرده یا نه؟ ولی آنجا از نظر مهندسی زمین شناسی برای جاده سازی مناسب نیست. این مخاطرات خاص خودش را دارد: یعنی امکان دارد بعد از اینکه شما زمین را ناپایدار کردی، با ایجاد یک ترانشه یا با یک خاکبرداری یا خاکریزی، زمین لغزه ایجاد کند.

 

    چرا با آن همه مخالفت و دلایل فنی و قانونی، باز کار ساخت جاده ابر دنبال شد؟

من به نظرم رسید که یک عده افرادی در احداث این جاده ذی نفع هستند. شما این جاده را به خوبی می شناسید: آن مسیر اگر در حد یک جاده درجه یک باز شود یک منفعت هایی هست که به نظر می رسید برخی به راحتی از خیر آن نمی گذرند. بالاخره برخی از افراد آنجا امکاناتی داشتند. حالامن بخشی از آن را نقل نمی کنم. ولی برخی از همین افرادی که پیگیری می کردند منافعی در آنجا داشتند و حتی برخی را به صراحت هم به بنده می گفتند.

 

چه داشتند دکتر؟ شما گفتید دلایلی غیر از نیازهای مردمی در این پروژه دخیل بود. می شود برای ما واضح تر بفرمایید؟

بعضی زمین داشتند: بعضی طرح های اقتصادی مثل پرورش ماهی و البته کارهای دیگر اقتصادی. این جاده برای خود آنها منفعت داشت نه مردم و مردم در واقع دستاویزی برای منافع شخصی و اقتصادی آنها بودند. نمی خواهم بگویم هیچ کدام از مردم نمی خواهند. اما مردم را می توانیم توجیه کنیم. اگر ما آسیب هایی که به جنگل و زندگی آنها می خورد را برایشان توضیح بدهیم فکر می کنم آنها از این جاده صرف نظر می کنند.

 

و در ادامه…

این داستان همین طور ادامه پیدا کرد. می رفتند شروع به کار می کردند: ما دستور توقف می دادیم و… تا ما درخواست دادیم که آقا شما حداقل اجازه بدهید ما آنجا را به عنوان یکی از مناطق چهارگانه سازمان معرفی کنیم اما به نتیجه نرسید. چون سال ۸۸ شد و در دولت بعدی ما مجموعه را ترک کردیم. هر چند ترک مجموعه باعث نشد که پیگیری را کنار بگذاریم که البته باید اسنادش در سازمان موجود باشد.

 

پس چهار سال روی شما فشار زیادی بود برای پروژه جاده ابر؟

بله. خیلی زیاد و بسیار هم سخت گذشت. هم زیر فشار هیات دولت بودیم و هم نمایندگان مجلس. در سفرهای استانی هم مسوولان محلی فشار زیادی به ما می آوردند. امکان نداشت استان گلستان برویم و در آنجا نماینده اش و استاندارش فشار نیاورند. از اینها گذشته لابی ای خارج از این مجموعه بود و مترصد بود که به هر نحوی هست این طرح انجام شود.

 

آیا می توان گفت همین مقاومت ها باعث رفتن شما و خانم واعظ جوادی و آمدن آقای محمدی زاده به سازمان محیط زیست شد؟

قطعا همین طور است و بنده روی این موضوع شبهه ندارم. خاطره یی نقل کنم از آخرین روز محیط بان در زمان خانم جوادی. آقای احمدی نژاد یک جمله یی را آنجا مطرح کرد: هر چند با خنده اما به نظر من از منویات قلبی ایشان بود. رییس جمهور در حضور بیش از ۱۰۰ نفر گفت «ما هر کاری می خواهیم در این مملکت انجام بدهیم خانم جوادی موی دماغ ما می شود.» من فکر می کنم این حرف جدی بود. ضمن اینکه برخی خواسته های مطرح شده به نوعی با جریان انحرافی در ارتباط بود. ما نقش آقای خاص را در این داستان نمی توانیم کمرنگ ببینیم. بعضی افراد از ناحیه ایشان مطرح می شد و سازمان زیر بار نمی رفت. دو موردش را که طرح گردشگری در استان مازندران و تهران بود خود بنده پیگیری و مقاومت کردم. مقاومت ما در برابر وزارت نفت هم بی سابقه بود. مهم تر از همه مخالفت با نظرات ضد محیط زیستی استانداران بود که در یک جلسه یی به همراه رییس وقت محیط زیست در آن زمان خدمت ایشان رسیدیم ایشان گفتند که استانداران از دست شما شاکی هستند. مشکلات شان را حل نمی کنید. حتما این سرسختی ایشان و مجموعه یکی از علل کنار رفتن ما بود. بحث شکارچیان عرب در آن زمان محدود شد. حتی برخی منتسب به دولت هم بودند. ما با اینها مخالفت کردیم و دو سال آخر بحث شکار را منتفی کردیم و این ایستادن ها به هر حال این گونه نتیجه داد که کنار گذاشته شدیم.

 

حالاکه جاده ابر در حال ساخته شدن است چه باید کرد؟

من از مسوولان محترم چه در ریاست جمهوری و هیات دولت و چه در سازمان محیط زیست خواهش می کنم که پروژه ساخت این جاده را از دستور کار اجرایی شان حذف کنند و نهادهایی که پیگیر حواشی این ماجرا هستند: رانت های احتمالی که در این بین شاید وجود داشته باشد یا برخی منفعت طلبی های شخصی که در این بین هست را رسیدگی کنند و ریشه این داستان ها را پیدا کنند که بعضی از این دلسوزی هایی که در رسانه ها می بینیم که « آقا با احداث این جاده مردم راحت می شوند: ارتباطات راحت می شود » ریشه اش کجاست.

 

    توصیه تان به دوستداران محیط زیست چیست؟

ظرف مدت باقی مانده دولت دهم تلاش کنند که این کار را متوقف کنند. من امیدی به دولت دهم ندارم که این موضوع را حل کند. نه جاده ابر را، نه پالایشگاه میانکاله را، نه اکتشاف نفت در پارک ملی کویر را، نه استخراج در تالاب هورالعظیم را. من امیدی به دولت دهم ندارم: چون پشت این طرح ها یک اراده های قوی هست که این کارها بشود. زور آقایانی که می خواهند این کارها را انجام دهند ظاهرا خیلی زیاد است. ولی اگر بتوان آنها را متوقف کرد خودش فرجی است تا در دولت یازدهم ببینیم سکان قوه اجرایی و محیط زیست کشور در دست چه کسی قرار می گیرد شاید بتوان راحت تر حلش کرد.

 

  و به سازمان های متولی…

دوستان وزارت جهاد و سازمان جنگل ها و منابع طبیعی، این عرصه در اختیار شماست. شاید سازمان حفاظت محیط زیست هنوز موفق نشده ابر را جزو مناطق چهارگانه اش بیاورد ولی اکنون این عرصه در اختیار شماست. بنده سابقا این جدیت و حساسیت را در این دوستان ندیدم: نه در رییس سازمان مرکزی و نه در مدیران کل منابع طبیعی استان های گلستان و سمنان ولی امیدوارم مدیرانی که الان هستند و شخص وزیر جهاد و رییس سازمان جنگل ها این حساسیت را داشته باشند و نگذارند این جاده احداث شود.

 

  این روزها در استان های شمالی هر هفته سیل های متعدد در حال وقوع است. در استان گلستان ده ها سیل در سال جدید رخ داده و میلیاردها تومان خسارت و ده ها کشته بر جا گذاشته. همه کارشناسان می گویند جاری شدن سیل در اثر تخریب جنگل هاست. پس چرا باز هم این تخریب ها با مجوز سازمان محیط زیست و منابع طبیعی ادامه دارد؟

بحث اثر تخریب محیط زیست مثل اثرات سیگار است. همه می دانند بیمار می کند و زیان دارد: ولی خیلی ها آن را استفاده می کنند. تخریب محیط زیست را هم آقایان می دانند ولی در اجرا کم می آورند. شما الان از ریاست محیط زیست کنونی هم سوال کنید خودشان می دانند. ولی متاسفانه ما گاهی یک منفعت زودگذر را به یک منفعت درازمدت ترجیح می دهیم. جنگل های ما واقعا آسیب پذیر هستند. ما فقط دو میلیون هکتار جنگل داریم. روسیه ۵۰۰ میلیون هکتار جنگل دارد. ما روسیه نیستیم که همین جوری چوب بری کنیم و نگران نباشیم که حالادر جنگل هایمان جاده بزنند و اکتشاف نفت و لوله گذاری گاز انجام بدهند.

 

   به نظر شما دولت برای نجات جاده ابر چه وظیفه یی دارد؟

من فکر می کنم اگر دولت بخواهد کار عاقلانه یی انجام بدهد باید مجموعه سازمان حفاظت محیط زیست، سازمان جنگل ها و مراتع و وزارت راه را کنار بگذارد و بیاید یک تیم کاری مستقل از این سازمان ها و وزارتخانه ها درست کند. همچنین توجیه اقتصادی آن را مطالعه کرده و نتیجه آن را به دولت اعلام کند. من فکر می کنم اگر این کار انجام بگیرد نتیجه این است که این جاده احداث نشود. پیشداوری نمی کنم اما با شناختی که از منطقه دارم این جاده هیچ کدام از این توجیهات را نخواهد داشت. اگر نتیجه این مطالعه به مردم هم ارائه شود و از مشکلات این طرح آگاه بشوند، حتما می پذیرند که جاده احداث نشود.

 

  و سخن آخر.

همان که در وبلاگم نوشته ام «مواظب سال پایانی دولت ها باشیم. در دولت های قبلی هم این روند آسیب رسان را شاهد بودیم. صدور مجوزهایی که باعث تخریب محیط زیست می شود در این شش ماه آخر سرعت و روند صعودی پیدا کرده است. خواهشم این است که هر کسی دستی بر این آتش دارد در قالب اقدامات مختلف انجام دهد، از قبیل نامه هایی که می شود به نهادهای متولی در نظام نوشت، در قالب اعتراض هایی که می شود کرد. سال پایانی دولت دهم شاید اثرات تخریبی اش کمتر از مجموعه هفت سال گذشته نباشد. برخورد با متخلفان اراده یی می خواهد که بنده نه در رییس سازمان محیط زیست و نه در مجموعه یی که در آنجا قرار دارند نمی بینم اینجا وظیفه رسانه ها، نهادهای دیگری که باید پیگیری کنند، قوه قضاییه، خصوصا دادستانی کل و استان ها و شهرستان ها پر رنگ تر می شود تا به عنوان مدعی العموم وارد این موضوع شوند و جلوی تخلف ها را بگیرند.