وبلاگ شخصی دلاور نجفی حاجی پور

بی انصافی هم حدی دارد!
نویسنده : دلاور نجفی حاجی پور - ساعت ۳:۱٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۱۱/۱٢
 

 

حکایت ما در سازمان حفاظت محیط زیست اغلب شبیه حکایت ملانصرالدین و خرش است! سوار بشوی عده ای فریادشان در می آید، پیاده بشوی عده ای دیگر!

نمونه اش همین پالایشگاه مازندران است . از یک طرف فریاد برخی درآمده است که چرا مجوز پالایشگاه داده‌اید، دارد همه چز نابود می شود ! و از طرف دیگر آقای استاندار محترم اعتراض نموده است که چرا مجوز پالایشگاه نمی دهید! یا حکایت کارخانه کاوه سودا و آلودگی دریاچه ارومیه که تا کنون پساب آن وارد دریاچه نشده است اما در برخی سایتها حتی عکس آن را هم چاپ کرده اند حالا کجاست خدا می داند!

اما ما با این وضعیت کنار آمده ایم هم گوشهایمان پر از جیغ های بنفش است و هم دنده مان پهن از سروکله زدن با دستگاههای دولتی . به عبارتی یعنی کار خودمان را می کنیم ! و باز هم اما جهت استحضار : موضوع احداث پالایشگاه در مجاورت تالاب میانکاله بکلی منتفی است و هیچ وقت هم صادر نخواهد شد و اگر بناست حکم حکومتی هم در کار باشد قطعاً با شناختی که از دیدگاههای رهبری معظم انقلاب داریم ، حکم به عدم احداث خواهند داد . ولی موضوع احداث پالایشگاه در استان مازندران و در مرز استان سمنان در دست بررسی و احتمالاً مجوز آن صادر بشود و در مورد پساب صنعتی شرکت کاوه سودا هم تا کنون حتی یک قطره آن به دریاچه ارومیه نریخته است و اگر تصفیه خانه نداشته باشد هم هیچ وقت نخواهد ریخت و این پساب فعلاً در حوضچه هائی نگهداری می شود که پدر مردم کشاورز بدبخت را در آورده است!

حالا شما قضاوت کنید که چگونه باید پاسخ داد به مجوز صادر نشده و پساب نریخته ! البته یکبار شدنش و یکبار نشدنش را ! آن هم همزمان!

اوصیکم بالانصاف