وبلاگ شخصی دلاور نجفی حاجی پور

درد دوم !
نویسنده : دلاور نجفی حاجی پور - ساعت ٤:٤٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱/۳۱
 

      یادم می آید روزی که تصمیم گرفتیم گونه با ارزش گوزن زرد ایرانی را ساماندهی کنیم ، تعداد زیادی از مدیران استان ها حضور داشتند و همچنین افرادی که خود را اهل فن می دانستند از جمله آقای هوشنگ ضیائی ( و بعدا هم مرحوم هرمز اسدی ) . کار خوب  پیش رفت و گوزن ها از ارومیه و دشت ناز به چند استان منتقل شدند . وقتی مرحوم اسدی دار فانی را وداع گفت و آقای ضیائی هم از سازمان جدا شد ، همه چیز عوض شد ! جابجائی گوزن زرد شد ضد ارزش و علاوه بر موضع گیری برخی تشکل ها آقای دره شوری هم نوشت این کار غلط است . و به یکباره همه ، همه چیز را فراموش کردند که مرحوم اسدی خود هنگام جابجائی گوزن زرد  به استان کهگیلویه و بویر احمد دچار حادثه شد و آقای دره شوری خود زمانی گوزن های زرد را به میانکتل فارس برده بود !و عملا یک نظریه شکل گرفت : کار خوب است ، وقتی ما هستیم و بد است ، وقتی ما نیستیم ! این تئوری دومین درد محیط زیست مملکت ماست که گریبانگیر افرادی شده است که از سابقه زیادی در حوزه محیط زیست برخوردارند و گاهی رسالت خود را با یک حقوق ١٨٠٠ دلاری فراموش می کنند ! شما فکر می کنید هم اکنون استاد من جناب آقای دکتر صدوق و آقای مهندس ضیائی از ته دل که نه ، حتی از نوک زبان با جابجائی ببر و پلنگ و یا یوز پلنگ و شیر موافقند !؟ خدا وکیلی نه ! ولی سکوت می کنند و یا تلویحا تایید . چرا ؟! این سکوت خواص فقط در عالم سیاست مسئله ساز نیست بلکه در همه زمینه ها اگر خواص و اهل فن حرفشان را نزنند ، فاجعه رخ خواهد داد .