درد دوم !

      یادم می آید روزی که تصمیم گرفتیم گونه با ارزش گوزن زرد ایرانی را ساماندهی کنیم ، تعداد زیادی از مدیران استان ها حضور داشتند و همچنین افرادی که خود را اهل فن می دانستند از جمله آقای هوشنگ ضیائی ( و بعدا هم مرحوم هرمز اسدی ) . کار خوب  پیش رفت و گوزن ها از ارومیه و دشت ناز به چند استان منتقل شدند . وقتی مرحوم اسدی دار فانی را وداع گفت و آقای ضیائی هم از سازمان جدا شد ، همه چیز عوض شد ! جابجائی گوزن زرد شد ضد ارزش و علاوه بر موضع گیری برخی تشکل ها آقای دره شوری هم نوشت این کار غلط است . و به یکباره همه ، همه چیز را فراموش کردند که مرحوم اسدی خود هنگام جابجائی گوزن زرد  به استان کهگیلویه و بویر احمد دچار حادثه شد و آقای دره شوری خود زمانی گوزن های زرد را به میانکتل فارس برده بود !و عملا یک نظریه شکل گرفت : کار خوب است ، وقتی ما هستیم و بد است ، وقتی ما نیستیم ! این تئوری دومین درد محیط زیست مملکت ماست که گریبانگیر افرادی شده است که از سابقه زیادی در حوزه محیط زیست برخوردارند و گاهی رسالت خود را با یک حقوق ١٨٠٠ دلاری فراموش می کنند ! شما فکر می کنید هم اکنون استاد من جناب آقای دکتر صدوق و آقای مهندس ضیائی از ته دل که نه ، حتی از نوک زبان با جابجائی ببر و پلنگ و یا یوز پلنگ و شیر موافقند !؟ خدا وکیلی نه ! ولی سکوت می کنند و یا تلویحا تایید . چرا ؟! این سکوت خواص فقط در عالم سیاست مسئله ساز نیست بلکه در همه زمینه ها اگر خواص و اهل فن حرفشان را نزنند ، فاجعه رخ خواهد داد .

/ 4 نظر / 20 بازدید
اشکار

فقط 1800 دلار حقوق! این که حقوقی نیست درآمد یک بنای ماهر در تهران پنج میلیون تومان است و اما گوزن زرد.زیستگاه اصلی گوزن زرد در وحله نخست خاورمیانه و کشور های حوزه مدیترانه بوده یعنی از تونس و جنوب ترکیه و یونان تا زاگرس عراق و ایران و جلگه خوزستان و جنوب عراق تا سوریه و اردن.از دوره امپراتوری روم این حیوان حتی به بریتانیا هم برده شد.زیبایی و قابلیت شکار آن از عوامل انتقال آن به بسیاری از کشورها با اقلیم گوناگون بوده برای نمونه در قرن هفدهم یکی از پادشاهان سوئد هم یک پارک ویژه گوزن زرد ایجاد نمود. در صورت استفاده از عقل سلیم گوزن زرد را به خاطر زیبایی و قابلیت شکار و پرورش به بسیاری از نقاط می توان بصورت محدود معرفی نمود اما ....اما باید دقت شود که بلایی که بر سر جنگل بادام کوهی هرات استان یزد آوردند در جاهای دیگر رخ ندهد.جنگل های زاگرس برای معرفی مجدد گوزن زرد در اولویت قرار دارند.جنگل های مخروبه هیرکانی شمال هم که در میانبند بوده و دیگر ظرفیت نگهداری مرال را ندارند نیز گزینه دوم محسوب می شوند چرا در ایران پس از 50 سال حفاظت در اسارت نباید جمعیتی از گوزن زرد برای شکار وجود داشته باشد؟! دلیل آن را ممکن اس

حسین عبیری گلپایگانی

با سلام مطلب جالبی بود ولی چون در ریز قضیه نیستم چیزی برای گفتن ندارم باید نظر دیگران را نیز شنید

یک کارمند محیط زیست

جناب آقای نجفی،اگرچه دلم از دست خیلی ها در عرصه محیط زیست خون است اما می خواستم بگویم،خوب است شما هم بالاخره زبانتان باز شد.رئیس سابقتان هم دم دم های رفتن و وقتی دید باید میز را تحویل دهدزبان باز کرد و از عملکرد زیست محیطی دولت انتقاد کرد.بد نیست این را هم به دردها اضافه کنید.