پالایشگاه میانکاله از کابوس تا واقعیت !

 

روزگاری صحبت از پالایشگاه و صنایع مشابه آن در استانهای شمالی کشور بغض هر ایرانی را بدنبال داشت و برای پهنه­ی کوچک جنگلهای شمال کابوسی به مراتب ترسناک­تر از تبر و تیشه بود و تصور اینکه روزگاری از دودکشی بلند، گازها و دودهای رنگارنگ، خاطره­ی آبی آسمان را به فراموشی بسپارد، تصوری ناممکن جلوه  می­نمود چرا که هنوز سبزی احترام داشت و جنگل و دریا حرمت و پرنده که آیتی از خدا بود. اما برای آنانیکه جز دلارهای نفتی نمی­دیدند و رؤیای ساختن عسلویه­ای دیگر در شمال را در سر داشتند و البته پارو کردن پول، دست یازیدن بر این خطه و خراشیدن صورت آن و پرپر نمودن این نازگل ایران، آرزوئی بود بزرگ; اما اینکه چگونه این آرزوی بزرگ کم کم دارد آن کابوس ترسناک را می­آفریند خود داستانی دارد مفصل و البته بازیگرانی به شدت ماهر و کارگزارانی که باید بر آنان نام "استادان مه­آفرید امیر خسروی" را نهاد. اما داستان:

          درخواستی به سازمان حفاظت محیط­زیست رسید که بناست شرکتی به نام ..... در استان مازندران پالایشگاه بسازد. از همان ابتدا معلوم بود زورشان زیاد است و پشت­شان پر! تا سازمان بجنبد که احداث صنایع نفتی از این دست در استانهای شمالی ممنوع است، دولت در سفر استانی خود و تحت فشار شدید مسئولین محلی احداث این صنایع را بلامانع اعلام و تصویب نمود که در استان مازندران پالایشگاه احداث شود! رئیس وقت سازمان برغم مصوبه­ی دولت ضمن بازدید از منطقه به صراحت با آن مخالفت نمود. منطقه­ای که جهت این پروژه معرفی شده بود، نزدیک به تالاب میانکاله یعنی یکی از با اهمیت­ترین زیستگاههای کشور و حدفاصل تالاب در شمال و جنگل در جنوب قرار داشت . بسیار بدیهی بود که سازمان حفاظت محیط­زیست این پروژه را مخرب محیط­زیست بداند و مجوز لازم را صادر ننماید. رئیس وقت سازمان حفاظت محیط­زیست علی­رغم مخالفتش با احداث صنایع مرتبط با نفت در استانهای شمالی، به پاس احترام مصوبه­ی دولت پیشنهاد نمودند که این پالایشگاه اگر بناست در استان مازندران احداث شود،‌ در شهرستان کیاسر که آثار زیست­محیطی کمتری بدنبال داشت، احداث شود. اما متأسفانه مجری طرح زیر بار نرفت و طی نامه­های متعدد به مسئولین اجرائی کشور، سازمان حفاظت محیط­زیست را به باد ناسزا گرفت و این سازمان را متهم به کارشکنی و عدم اجرای مصوبه­ی دولت کرد. در این مکاتبات بسیار تلاش شده بود تا موضوع اشتغال طرح بسیار پررنگ جلوه نماید و سازمان حفاظت محیط­زیست به عنوان مانع اشتغال جوانان شمال کشور معرفی گردد. این مواضع اشتغال گرایانه­ی مجری باعث گردید تا وزیر وقت کار و امور اجتماعی جناب آقای جهرمی (سرپرست بانک صادرات کشور در دوره­ی اختلاس بزرگ 30 هزار میلیارد ریالی) دست به کار شده و همگام و همساز با مجری و طی مکاتبه­ای سازمان حفاظت محیط­زیست را به باد انتقاد گرفت و خواهان حل مشکل مجری طرح شد! پیگیری مجدانه­ی آقایان به همین­جا ختم نشد و اینبار فشارها از ناحیه­ی رئیس دفتر وقت رئیس جمهوری جناب آقای شیخ الاسلامی (وزیر فعلی کار) شروع شد و مرتب از رئیس وقت سازمان حفاظت محیط­زیست   می­خواستند تا موضوع را پیگیری و حل نماید. مخالفت سرسختانه­ی سازمان حفاظت محیط­زیست از یک­سو و پیگیری غیرمعمول مجری از سوی دیگر موجب شد تا موضوع به کمیسیون زیربنائی دولت بکشد. البته بسیار جای تأمل داشت که چگونه مجری یک طرح توانسته است این پروژه را تا کمیسیون زیربنائی دولت پیگیری و آن را در این لایه­ی مدیریتی دولت مطرح نماید! در کمیسیون تخصصی زیربنائی دولت که بنده حضور داشتم ضمن مخالفت با موضوع از برخی پیگیری دولتمردان در خصوص این پروژه انتقاد کردم که بعداً آقای  شیخ الاسلامی رئیس وقت دفتر رئیس جمهوری از این موضوع گلایه کرده بود.

          در یکی از همین روزها دوستی به نام آقای بهروز رضائی که سالها او را ندیده بودم به سراغم آمد. اما ظاهراً این دوست هم برای دوستی نیامده  و پیگیر موضوع پالایشگاه میانکاله بود. خیلی راحت و خودمانی گفت فلانی آقایان زورشان خیلی زیاد است. بی خود مقاومت می­کنید. آنها بالاخره این کار را می­کنند. در   دوره­ی شما نشد در دوره­ی بعد از شما این کار را می­کنند ولی بهتر است شما همکاری کنید. درست است که رئیس سازمان خیلی مخالف است اما اگر تو همکاری کنی می­دانم می­توانی او را راضی کنی. این آقایان شریک خارجی دارند وضع مالی­شان هم خوب است حتی حاضرند ..... !

          و تا بودیم نگذاشتیم چنگال بی­رحم توسعه­ی ناپایدار ردی از بی­رحمی را بر خطه­ی سرسبز شمال بجای بگذارد اما همانگونه که بهروز رضائی گفته بود ظاهراً در دوره­ی بعدی کار را تمام کرده­اند و جوری تمام کرده­اند که جناب آقای محمودی مدیرکل حفاظت محیط­زیست استان مازندران بجای مجری، وزارت نفت، استاندار،‌ فرماندار،‌ نماینده­ی مجلس و همه یک تنه از احداث پالایشگاه در میانکاله دفاع می­کند!

اما یک نکته!

سازمان حفاظت محیط­زیست اخیراً‌طی نامه­ای مدعی شده است که مکان جدید احداث پالایشگاه میانکاله در منطقه­ای است که عوارض زیست­محیطی ندارد. از تالاب میانکاله 10 کیلومتر،‌ از شهر بهشهر 10 کیلومتر، از رستم­کلا 4 کیلومتر، از حسین­آباد 5/3 کیلومتر و از آب­بندان حسین­آباد 1800 متر فاصله دارد. چند سؤال:

 

 

1-    چرا فاصله­ را از حریم تالاب و مرز پناهگاه حیات وحش میانکاله محاسبه نکرده­اید که در آن صورت قطعاً‌ این فاصله 10 کیلومتر نیست!

2-    فاصله­ی رستم­کلا تا تالاب در راستای شمال-جنوب حدود 10 کیلومتر است. چگونه است که مکان فرضی پالایشگاه در 10 کیلومتری جنوب تالاب و 4 کیلومتری شمال رستم­کلا واقع شده است؟

3-    درست است مکان فعلی فاصله­ی بیشتری از تالاب دارد اما چرا صادقانه نمی­گویید که فاصله­ی آن با جنگل کم شده است؟ اگر آنگونه که گفته می­شود فاصله­ی پالایشگاه از تالاب 10 کیلومتر است قاعدتاً باید فاصله­ی آن با جنگل کمتر از 2 کیلومتر باشد!

4-    این اراضی زمین­های بسیار مرغوب کشاورزی است. چه کسی به مجری اطمینان داده است که اگر آنها را خریداری نماید، حتماً تغییر کاربری خواهند یافت؟!

5-    چرا کسی از آقایان سازمان حفاظت محیط­زیست نمی­پرسد که چه شده است که حدفاصل با     اهمیت­ترین تالاب ساحلی کشور و با اهمیت ترین پهنه­ی جنگلی کشور و بین این همه سکونتگاه انسانی چه الزامی به صدور مجوز احداث پالایشگاه است؟

6-    وقتی هنوز زمینهای مرغوب کشاورزی تغییر کاربری نیافته است مدیرکل حفاظت محیط­زیست به چه دلیلی می­گوید متقاضی مشکلی برای شروع کار ندارد؟!

/ 1 نظر / 12 بازدید
محمد

فکر می کنی کسی پاسخگو است ؟!