نامه رییس بیمارستان دامپزشکی تهران به ریاست سازمان حفاظت محیط زیست کشور

   در پی تلف شدن ببر سیبری در باغ وحش تهران مصاحبه ها و اظهار نظرهای گوناگونی صورت گرفت و بسیار گفتند وبسیارانی شنیدند و  در آخرنیز خطا کرده،(همکاران شما در محیط زیست و باغ وحش تهران) با بیانیه ای مسولیت از گردن افکنده و دیگری ( سازمان دامپزشکی و دامپزشکان ) را متهم به گناه ناکرده کردند.

آری اینکه بخواهیم بار دیگر قضیه را شکافته و علت العلل را بیان نماییم جز اتلاف وقت چیز دیگری نیست چه ،میدانیم گوش سازمان محیط زیست سنگین تر از این حرفهاست که بخواهد  به صحبت های دلسوزانه و کارشناسانه در رابطه با سرمایه تلف شده توجه کند و  دلیل این قضاوت خویش را  برمبنای اولین مصاحبه و آخرین بیانیه کارگزاران شما قرار دادیم در حالی که علت  مرگ ببر سیبری فقط  و فقط نحوه عملکرد سازمان محیط زیست  درزمینه حیوان تلف شده  مذکور بود و باغ وحش نیز از زمان تحویل گرفتن تا زمان مرگ حیوان اقدام موثری در جهت توجه به اهمیت موضوع نگهداری انجام نداد   و در انتها سازمان دامپزشکی  و دامپزشکان  را متهم ساخت.

 جناب آقای محمد زاده فاین تذهوبون ؟ آیا میدانید که مدیریت این پروژه و باغ وحش قبل از تحویل گرفتن این حیوان و موارد مشابه باید تمهیدات نگهداری آن را می اندیشید و آیا از لحاظ مدیریتی این بی تدبیری مسئول مربوطه شایسته بازخواست نیست ؟ در ادامه مسئول  پروژه و باغ وحش تهران باید قبل از اطعام حیوانات از سالم بودن غذای آنها و کنترل آنها توسط مراجع ذیصلاح که شامل آزمایش های دامپزشکی نیز هست اطمینان حاصل کند و سپس اجازه ورود  به محیط باغ وحش را بدهد ؟ چگونه  مدیریتی است که در این پروژه ملی به خود زحمت یک چنین کار کوچکی رانمیدهد  و باز چگونه نظارتی است که هیچ گزارش بازخواست از مدیریت خطار کار  را منتشر نمیکند ؟ افکار عمومی منتظر اقدام عاجل در

ر ابطه با این بی تدبیری ها بوده و  هست .

آقای محمدزاده آیا تاکنون حتی یک بار شعر سعدی را خوانده اید که از جان داشتن یک مور صحبت به میان می آورد ومی گوید میازار موری که دانه کش است که جان دارد و جان شیرین خوش است وبر این اساس میدانید از بین بردن شرایط زیست محیطی حیوانات چه زجری را به آنها که مخلوق همان خداوندی  هستند که من و شما را آفریده ،تحمیل میکند و بر این اساس عدم کنترل وحوش باغ وحش از لحاظ سلامت زیستی وامکانات نگهداری چه زجر مضاعفی است که به این بندیان محکوم تحمیل می شود ؟و در اینجا محیط زیست باید با اقتدار جلو این سوء رفتارها که توام با تحمیل بیماری و سو تغذیه  به آن زبان بسته هاست  را گرفته یا سریعاًاصلاح نمایدو هکذابا تبلیغات از مردم بخواهد به حیات وحوش اهمیت قائل شوند.متذکراً میدانیم که مدیریت پارک ارم در تعیین مدیریت باغ وحش مستقل عمل میکند وانگیزه ما صرفا بحث   نظارتی و محیط زیستی شما  میباشد .

آقای محمد زاده اینجا باغ وحش است ،محلی برای گردش و آشنا کردن کودکان و مردم به زیبایی های محیط زیست تاآن را بیشتر ارج نهند و اهمیت آن   را دریابند یعنی در حقیقت باغ وحش یک کشور می تواند آیینه تمام نمای جانوران وحشی محیط زیست  آن کشور  باشد .واقعا باغ وحش تهران چنین است در حالی که هر حیوان باید علاوه بر زجر در بند بودن با بیماری ها سر کند ودردمندانه به حیات خود ادامه دهد .

آقای محمد زاده آیا بهتر نیست به جای درست کردن یک محل آلوده یا درآن راببندید یا با استفاده ازجایگاهی که دارید و نظارتی که میتوانید بکنید  بر اساس اصول رایج و علمی  یک محل رابنیان نهید و نظارت کنید . داشتن باغ وحوش وهکذا محیط زیست باغ وحش و پارکهای وحش مانند داشتن یک ساختمان نیست دراینجا   دَ د و   دام زندگی میکنند و باید از آنها براساس اصول مراقبت شود وگرنه کانون بیماریها و عفونتهایی می شوند که گریبان جامعه  را میگیرد. که در مورد مرگ ذلت بار ببر سیبری اتفاق افتاد و همه نگاهها متوجه سازمان محیط زیست کشور و درنهایت شخص حضرتعالی گردید درحالی که ما نیز میدانیم ویرانه ای که شما تحویل گرفته اید سالها برای بازسازی آن زمان لازم است .

آقای محمدزاده شما سازمانی را مدیریت میکنید که معاون شما با افتخار در جلو دوربین میگوید من مسوول مرگ ببر سیبری هستم گویی مسابقه فوتبال است و یک هفته بعد سازمان  شمابیانیه داده و  دیگری را متهم میکند و گناه را از گردن می اندازد.این همه تناقض مدیریتی آیا میتواند کمکی به حیات وحش کشور کند؟

آقای محمدزاده  شما سازمانی را مدیریت می کنید که هنوز الفبای دامپزشکی و درمان حیوانات را در قسمتهای مختلف خود نهادینه نکرده است و در مواقع بحران چراغ به دست میگیرد ودنبال کارشناس میگردد .آیا تعریف یک کارگروه و مرکزدامپزشکی معتبر برای درمان و رسیدگی به وضع حیوانات این قدر پیچیده است ؟ در حالی که اکنون در کشور از لحاظ بضاعت دامپزشکی ایران دارای قدرتی در حد استاندارد جهانی است . توجه شود که نحوه مدیریت بیماری ببر تلف شده آیینه تمام نمایی از عدم نهادیه کردن درمان حیوانات وحشی در سازمان محیط زیست است و خویش بهتر واقفید که در منطق چگونه از گرما پی به آتش می برند .

آقای محمدزاده  در قرآن کریم داریم که بعضا شری را که می رسد باید تاویل به خیر و خواست خدا کرد آیا وقت آن فرا نرسیده که با جسارت بیشتر و بانظارت و برنامه ریزی بهتر جلو فجایعی را  که به راحتی میتوان پیشگری کرد بگیرید و علاوه بر نجات جان بازماندگان از جمله ببر ماده فکری هم به حال سایر بندیان باغ وحش بکنید .بهتر میدانید درشرع وعرف اسلامی ما بیشترین تعدد حدیث و روایات درنیکی کردن به حیوانات وجوددارد و خداوند اجر فراوانی برای آن قائل است . در انتها شایان ذکر است هدف از این نامه نگاری بی خط فقط توجه به فریضه امر به معروف است واینکه با روشن گری باید جلو خبر سازی های دروغین را گرفت

/ 3 نظر / 5 بازدید
داش غلام

تو که اینقدر خوب سرت میشه برو از دکتر منتظمی قاتل یوز بپرس.

مجتبی بابادی از لالی

واقعا کشور به داشتن اشخاصی مانند شما بسی افتخار میکند.

حسین بختیاری از خوزستان

اگر ایران زمین بختیاری نداشت گمانم از بخت یاری نداشت