باز تعریفی از گذشته

آنچه می خواهم بنویسم، چیزی است که استنباط درونی من از آنانی است که طی یک دوره پر مشقت و سخت گاهی با هم سر و کله می زدیم ! خبرنگاران و رسانه های عرصه محیط زیست کشور . همان افراد دلسوزی که اگر چه گاهی موی دماغ می شدند اما دلسوز ترین افراد نسبت به محیط زیست کشور هستند و اگر قدرشان را ندانستم همین جا عذرخواهی می کنم . پیشاپیش از طنز آمیز بودن و یا گاهی صراحت لهجه پوزش می طلبم .

دکتر ناصر کرمی ، او تنها در عرصه محیط زیست فعال نیست . بهتر بگویم دانسته هایش در حوزه های دیگر هم از جمله فرهنگ و هنر هم کم نیست . اهل جنوب است . جنوب یعنی جنون !با جنون آدم همیشه از آسایشگاه روانی سر در نمی آورد ! گاهی انتهایش کوچه لیلی است ! کوچه لیلی ناصر ، ایران است . او لیلی را در سه رنگ می شناسد . قرمز و سفید و سبز . اگر چه لیلی سبزه را بیشتر دوست دارد اما به رو نمی آورد ! بگذریم ! از قدیمی ها خیلی حساب می برد . به همین خاطر ، هم خاطر جمع است و هم خاطرشان را مکدر نمی کند ! البته گاهی تلنگری می زنداما جوری که خیلی به کسی بر نخورد !گاهی هم عصبانی می شود و سوال می پرسد . سوالاتی که آدم شک می کند که که خدایا نکند ناصر هم لر باشد ! آهای !!! داری می بری یا می بازی ؟! البته هر جوابی که بشنود می گوید اشکالی ندارد ! و همین تنها عیب ناصر است ! ناصر خیلی زحمت می کشد اما ما فقط ایرن او را می بینیم . ایرن یعنی اینکه یکی پیدا شده است که کورش و گوزن زرد و چغازنبیل و مولانا و آن کو هنورد معروف و حتی یک رمان نویس خارجی را که حرفش به دردمان می خورد را ایران فرض کرده است ! بچه خوب بودن صفت بارز ناصر است . این بچه خوب از دو چیز هم بدش می آید : یکی نظریه زمین گرمائی و دیگری اینکه عده ای راه بیفتند و مرتب بگویند ما به مردم آموزش زیست محیطی دادیم و مردم هم فهمیدند و رعایت کردند ! اگر چه شعار سایت ناصر توسعه پایدار برای ایران زمین است اما هیچ وقت پاسارگاد را فدای سد سیوند نمی کند !

 مزگان جمشیدی ، خیلی دوست دارد که بگوید بی طرف است اما اگر تنها چند دقیقه با او صحبت کنی متوجه می شوی که موضع دارد . بیشتر باید او را بانوی سیاست آن هم از نوع آماتورش نامید تا بانوی محیط زیست ایران ! البته این بدان معنا نیست که محیط زیست را دوست ندارد و یا آن را نمی فهمد بلکه بسیار زیرکانه آن را در راستای تفکرات سیاسی خود بکار می گیرد . شاهد این مدعا روزنامه هائی است که به صورت زنجیره ای متولد می شوند و سر کار خانم جمشیدی در آنها قلم می زند و بقول خودشان سریعا هم فله ای بسته می شوند ! و جرم هیچ کدامشان هم محیط زیستی نیست ! بیشتر دوست دارد انتقاد کند تا نقشه راه بدهد . البته این نه تنها درد همه محیط زیستی نویس ها است ، بلکه تا حدودی مشکل همه ملت ایران هم هست ! همه مان فحش دادن را بهتر بلدیم . دروغ می گویم ؟ ! سه ثانیه پشت چراغ سبز بمانید و امتحان کنید ! البته در این وانفسای عدم توجه به محیط زیست ، بودن امثال خانم جمشیدی نعمتی است . یک روز به او گفتم برای رضای خدا بنویس ! گفت اگر نخواهم برای رضای خدا بنویسم چه کسی را باید ببینم ؟! من هم بلادرنگ گفتم جناب آقای یاسر انصاری ! یک عذر خواهی به ایشان بدهکارم که مربوط به یک کامنت بی ادبانه بود که امید وارم هم او و هم جناب آقای یاسر انصاری حلالم کنند .

علیرضا غمخوار , استاد تولید خبر به هر قیمتی ! با پرسه در در ادارات و نهاد ها تا تماس های تلفنی مکرر  ! اگر هیچکدام از اینها نشد , ترجمه هم بد نیست ! خوش تیپ و بالا بلند و خندان ! فکر نمی کنم غمخوار درتمام  عمرش حتی یک بار هم عصبانی شده باشد ! خیلی دوست دارد اخبارش از همه بهتر باشد خصوصا خبرنگاران زن ! واقعا علتش را نفهمیدم ! البته چون همه کاره ایسنا نیست , گاهی آنطور که می خواهد , نمی نویسد و گاهی هم آنطور که می نویسد , نمی خواهد !یک روز به او توصیه کردم ازدواج کند . یک جمله بیشتر نگفت : ولم کن بابا  !!! واقعا این چند سال با ما سر و سری نداشت . فقط فکر می کنم چند واحد انصاف پاس کرده بود ! البته آن هم با نمره ناپلئونی ! وقتی خبری را می شنود خیلی به آن شاخ و برگ می دهد ! گاهی من چند جمله بیشتر نمی گفتم اما فردای آن روز غمخوار دو صفحه مطلب نوشته بود ! درست شبیه یکی از دوستان من که با اینکه دو ماه بیشتر جبهه نبود اما خاطره گوئیش شش ماه طول می کشد ! گاهی که به کمبود خبر بر می خورد از حیات وحش آفریقا تا احتمال وجود زندگی در کره مریخ هم می نوشت ! راستش را بخواهید دلم برایش تنگ شده است ! (ادامه دارد ...)

/ 5 نظر / 13 بازدید
اشکار

دلاور خان گذشته ها گذشت آینده را باید چسبید خانه محیط زیست ایران از پای و بسط ویران است صدوق که صدوق است اگر اسکندر میرزا فیروز و یک فوج شکاربان هم بیاورند تا از پایه کری انجام نشود همین آش و همین کاسه است یکی از راه حل ها هم اطلاع رسانی بدون هوچی گری است که باید از مدارس و در رساته ها انجام شود شما هم اگر می خواهی کاری بکنی ضمن اینکه کار مردم را در تامین اجتمایی راه بیاندازی (فسیل شناسی و تامین اجتمایی؟؟) می توانید بر روی مناطق خودتان کار کنید چون مردم و محیط را می شناسید وگرنه چه سبز مغز پسته ای باشید و چه قرمز آلبالویی این ره جز به ترکستان به جایی نرود

شاهرخ جباری

با سلام و خوشامد برای بازگشت به وب نویسی. لطفا" به جای موی دماغ از اصطلاح بهداشتی تری استفاده کنید. گرچه ادبیات به نوعی با تاریخ و جغرافیای اشخاص هم ارتباط دارد.

پیام.الف

باید بگم جناب دلاور نجفی عزیز اگر کسانی مثل شما و امثال شما و خانم جوادی که از دولت نهم سر در آوردید کمتر داشتیم وضعیت محیط زیست ایران خیلی بهتر از این بود! متاسفانه امثال خانم جوادی و همسر ایشان و کسانی مانند شما نفس محیط زیست و حیات وحش ایران را به شماره انداختید. فعلا برای خودتان بنویسید و از کارهای کرده و ناکرده خود بنویسید که نفرین هواداران محیط زیست پت سرتان است. امیدوارم خدا شما را ببخشد. هر چند اگر خدا را قبول داشته باشید! چون اگر قبول داشتید با آفریده خدای خود این گونه رفتار نمیکردید. شما حتی قوانین زیست محیطی جمهوری اسلامی ایران رو هم پایمال کردید!!!!

سعید نبی

سلام . 2 سال پیش به خدمت رسیدیم برای ساخت مجموعه مستند گنجینه تتیس . زحمت دادیم خدمت شما و همکارانتان . و چهارشنبه صبح ساعت 9:20 تکرار آخرین قسمت آن یعنی تالاب انزلی با مطرح نمودن مباحث جاده است . خوشحال می شوم نظرتان را بدانم . باتشکر نبی

آقاي نجفي تا مدتها فكر مي كردم كه چرا شما اشراف به حوزه مديريت تان در محيط زيست نداشتيد. اين پرسش هميشه ذهنم را بخود مشغول داشت اما حالا مي فهمم چرا. 1- اولا براي پستي كه به شما داده بودند خيلي كوچيك بوديد 2- هرگز نخواستيد رشد كنيد3- مثل بچه ها درگير مسايل جزيي بوديد4- هيچوقت روزنامه ها را رصد نكرديد ببينيد تا چه اندازه مي توانيد درس بگيريد از مقالات و گزارشهايي كه منتشر مي شد بلكه دايره اطلاعات محدود بود به 3 نفري كه به نوعي مشغله ذهني ات شده بودند دكتر كرمي ، مژگان جمشيدي و عليرضا غمخوار. كاش مطالب روزنامه هاي ديگر را حداقل ورق مي زدي آن وقت شايد در همين اظهارات بچه گانه ات هم كمي متين تر مي شد. يكبار هم كه شده مطالب محيط زيست را در اينترنت سرچ كن شايد حداقل اين سرچ كردن باعث شود كمي بيش از نوك دماغت را هم ببيني!!!!!!