نقدی بر بیانه احزاب در خصوص سازمان حفاظت محیط زیست

به دنبال صدور بیانیه بعضی از احزاب و تشکل­های زیست محیطی در خصوصسازمان حفاظت­ محیط زیست، با توجه به تخصص و تجربه طولانی در مسایل زیست محیطی و نصب العین قرار دادن انصاف، بر خود واجب دیدم که نوشته­ای بر آن بیانیه بنگارم، شاید سهمی اندک در تنویر افکار عمومی ایفا نمایم.

بر اساس اصل پنجاهم قانون اساسی در جمهوری اسلامی، حفاظت محیط زیست که نسل امروز و  نسل­های بعد باید در آن حیات اجتماعی رو به رشدی داشته باشند، وظیفه عمومی تلقی می­گردد. از این رو فعالیت­های اقتصادی و غیر آن که با آلودگی محیط زیست یا تخریب غیر قابل جبران آن ملازمه پیدا کند ممنوع است.حفاظت، بهبود و بهسازی محیط زیست و پیشگیری و ممانعت از هر نوع آلودگی و هر اقدام مخربی که موجب بر هم خوردن تعادل و تناسب محیط گردد، همچنین تمام امور مربوط به جانوران وحشی و اهلی خشکزی و آبزیان آبهای داخلی از وظائف سازمان حفاظتمحیط زیست است. به عبارت دیگرحفظ محیط زیست بر همگان واجب و با آسیب زنندگان به آن باید بصورت قانونی برخورد شود.

با وجود تدوین ضروری این اصل و اختیارات وسیع سازمان حفاظت محیط زیست، طرفداران مسایل زیست محیطی سالهاست که از بی­توجهی مدیران اجرایی و سیاسیون نسبت به محیط زیست گلایه داشته و بعضی از تصمیمات اتخاد شده توسط اینان را نادرست و برخلاف مصالح محیط زیست و مردم می­دانند. به عنوان نمونه احداث کنارگذر در تالاب انزلی و یا ایجاد بزرگراه تهران-شمال و احداث صنایع آلاینده‌ی نفت و پتروشیمی در جنگل‌های گیلان و تالاب‌های گلستان و موارد دیگر را ناشی از کوتاهی مدیران و یا سکوت سازمان حفاظت محیط زیست می­دانند و خواستار پی‌گیری مجدانه‌ی اصل پنجاهم قانون اساسی می­باشند.

با اعتقاد و ایمان قلبی به دلسوزی بسیاری از دوست­داران مسایل زیست محیطی، واقعیت این است که عدم اطلاع کافی این طرفداران از پیچیدگی­های مسایل محیط زیست در کشورهایی نظیر ایران باعث می­شود که ناخواسته و سهوا انگشت اتهام و کم­کاری را به سوی سازمان حفاظت محیط زیست و مدیران آن نشانه روند. حال آنکه این سازمان در بسیاری مواقع از توان کافی برای جلوگیری از تخریب­های زیست محیطی محروم می­باشد و بخش­های دیگر دولتی و خصوصی با استفاده از قوانین موازی، ایجاد شک در برداشت از قوانین و طرح قرائت­های مختلف، خود را در مقام پاسخگویی به تخریب محیط زیست نمی­بینند و یا کارها و برنامه­های توسعه­ای خود را در راستای تخریب نمی­دانند. بی­اطلاعی و عدم آشنایی بسیاری از مدیران و سیاسیون از مسایل تخصصی محیط زیست منجر به حمایت آنها از تصویب و اجرای پروژه­های توسعه­ای با حداقل ملاحظات زیست محیطی گردیده است و هنگامی که کار از کار گذشت، در صدد توجیه عملکرد خود و اقامه دعوی علیه سازمان حفاظت محیط زیست به عنوان بازدارنده توسعه می­نمایند.

در بیانیه بعضی از احزاب و تشکل­های مختلف زیست محیطی به درگیری ۱۰ ساله سازمان حفاظت محیط زیست و وزارت راه بر سر مسیر کنار گذر انزلی و ایجاد توافق احداث بزرگراه تهران-شمال در سال 1377 اشاره شده بود. براستی توافق­نامه مسئولین سازمان محیط زیست و وزارت راه برای احداث کنارگذر انزلی و اتوبان تهران– شمال در 10 سال گذشته را چرا باید مسئولین کنونی سازمان پاسخگو باشند! اگرچه مدیریت کنونی سازمان را مبرا از خطا و کاستی نمیدانم و اعتقاد دارم که با تقویت بدنه کارشناسی سازمان می­توان بر بنیه و کیفیت فعالیت­های آن افزود، اما در مقام مقایسه با گذشته انصافا صداقت بیشتری در فعالیت­های سازمان مشاهده می شود، چیزی که برای اثبات آن نیاز به صرف اندکی انصاف می­باشد.

اینجانب به دلیل مسئولیت اجرای پروژه تاثیر بالا آمدن آب خزر بر تالاب انزلی و بررسی پیامدهای اکولوژیکی- اقتصادی آن بر منطقه در هر دو نشست مدیران سازمان حفاظت محیط زیست با مسئولین وزارت راه، استانداری گیلان، نماینده و مدیران ارشد شهرستان بندر انزلی در دی ماه سال 1386 و مرداد 1387حضور داشتم. به جرات می­توانم قسم بخورم که در جلسات طولانی، استقامت جانانه و دفاع قاطع و مستند رییس سازمان حفاظت محیط زیست در خصوص جلوگیری از احداث کنارگذر تالاب انزلی و تدوین واضح خسارات زیست-محیطی ناشی از احداث آن، محور اصلی بحث­های ایشان بود و نامبرده بطور قاطع خواستار تجدیدنظر و برگشت مسئولین وزارت راه به نقشه مورد تایید سازمان حفاظت محیط بودند.  

متاسفانه بی­اطلاعی یا عدم آشنایی بعضی از دوست­داران محیط زیست با موضوعات طرح شده در آن بیانیه ممکن است آنها را از حریم عدالت و انصاف دور کند که پیامد آن غلتیدن در گناه و آغشتگی کلام با تهمت می­باشد، چیزی که جزء مذموم­ترین خصلت­های انسان محسوب می­شود. صدور بیانیه­ها و خبرهای داغ و تکان­دهنده شاید در عالم قدرت و سیاست رایج باشد، اما انتشار اخبار اغراق­آمیز زیست محیطی و کتمان واقعیت­های موجود چیزی جز شائبه بی­اطلاعی صادر­کنندگان و یا اهداف خاص دیگر باقی نمی­گذارد. بیاییم با بیان انتقادات دلسوزانه، حریم نقد را به دروغ و تهمت آغشته نکنیم.

 دکتر یوسف فیلی­زاده

عضو هیات علمی دانشگاه شاهد

 

 

 

/ 2 نظر / 17 بازدید
سعید

گاهی وقتی رییس سازمان 30 سال قبل یعنی آقای اسکندر فیروز و معاون طبیعی وقت آقای دکتر سهراب شیبانی را با رییس فعلی و معاونت طبیعی فعلی مقایسه می کنم واقعا دلم می خواهد گریه کنم آخه چرا روز به روز اوضاع خرابتر می شه؟ ترقی میکنند مردم به بالا من از بالا به پایین می ترقم

علی

از شما می خواهم بعضی پیغام ها را نزنید . چرا که بعضی ها منظورشان شما نیستید فقط می خواهند دولت و نظام را زیر سوال ببرند. مثل همین پیغام قبلی که مطمئن هستم نه شما را می شناسد نه اسکندر فیروز را .