نگذاریم پارک ملی کویر عسلویه دیگری بشود !

 

جناب آقای دکتر ناصر کرمی

مدیر محترم خبرگزاری مستقل محیط زیست ایران (ایرن)

سلام علیکم

احتراما، بدنبال طرح موضوع اکتشاف نفت در پارک ملی کویر از سوی اینجانب در آن رسانه محترم و واقعاً مستقل، بابی گشوده شد تا یک مناظره مکتوب شکل بگیرد و مواردی که امروزه گریبانگیر محیط زیست کشور است، به بوته نقد سپرده شود. در همین راستا و بدنبال پاسخ جناب آقای دکتر صدوق، بر آن شدم تا زوایای دیگری از موضوع را روشن نمایم:

1-      نخست اینکه بالاخره جناب آقای دکتر صدوق سکوت خود را شکستند و چیزی فرمودند که در جای خود، محل سپاس است. البته این موضوع بر بنده که زوایای پیدا و پنهان سازمان حفاظت محیط زیست را همچنان می شناسم، پوشیده نبوده که جناب آقای دکتر صدوق در یک سال و چند ماه گذشته هیچگاه در مسیر خواسته های مدیران توسعه ای سازمان قرار نگرفته است و بارها و بارها اعتراض خود را البته بیشتر بصورت پنهان اعلام نموده است. از موضوع آوردن ببر و اوریکس تا اهداء آهو و پلنگ و حتی تا آنجا که میدانم مخالفت با اکتشاف نفت در پارک ملی کویر. اما موضوعی که همواره مد نظر اینجانب و سایر دوستداران محیط زیست بوده و متاسفانه جناب آقای دکتر صدوق به آن توجه نفرمودند، موضوع انتظارات از ایشان است. هیچ کس و هیچگاه برای حفاظت از مناطق برای بنده سوت و کف و هورا نکشید. اما برای جناب صدوق کشیدند! هیچکس نگفت نجفی مدافع سینه چاک محیط زیست است اما به جناب صدوق گفتند! همه گفتند صدوق اسطوره مقاومت در برابر تخریب محیط زیست و خاک خورده این عرصه است. پس جا داشت تا ایشان بجای یک مقایسه کوتاه و البته مع الفارق، پاسخ زیبنده تری میدادند. کاش ایشان حداقل می فرمودند که نمی دانستند موضوع چه زمانی در کمیسیون امور زیربنائی مطرح شده است. ایکاش صادقانه می گفت که در سازمان هیچ کس توجهی به نظرات دلسوزانه ایشان ندارد و موضوعات از این دست در جاهای دیگری از سازمان مطرح و تصویب می شود و اساساً معاونت محیط طبیعی در این میان کاره ای نیست!

 

2-      جناب آقای دکتر صدوق با تمسک به این موضوع که مجوز فعالیت وزارت نفت در پارک ملی نایبند در زمان اینجانب صادر شده است، در صدد تخطئه سازمان در خصوص صدور مجوز اکتشاف نفت در پارک ملی کویر برآمده اند! باید ضمن توجه دادن ایشان به بند (1) همین مرقومه عرض بشود که همه عالمان و اندیشمندان محیط زیست میدانند برغم اینکه پارک ملی کویر و پارک ملی نایبند هر دو عنوان پارک ملی را یدک می کشند، اما اختلاف این دو از زمین تا آسمان است. پارک ملی کویر با دارا بودن اختصاصات ویژه و منحصر به فردی از قبیل عدم وجود مستثنیات، پروانه چرای دام، معدن، واحد صنعتی، سکونت گاه انسانی و همچنین وجود گونه های جانوری از قبیل یوزپلنگ، گورخر، پلنگ، کاراکال، کفتار، گرگ، قوچ و میش، کل و بز، روباه شنی و غزال ایرانی، آیا قابل مقایسه با پارک ملی نایبند است که اینجانب در آغازین روزهای مدیریت در سازمان حفاظت محیط زیست، نصف آن را در تصرف وزارت نفت و نصف دیگرش را در تصرف سپاه دیدم؟! آیا واقعاً منطقه بکری همچون پارک ملی کویر قابل مقایسه با نایبندی است که براساس مصوبه دولت هشتم تمامی آن از کوه تا دریا به وزارت نفت واگذار شده و سند آن را اخذ کرده اند و 13 واحد پالایشگاهی در آن احداث و تا 52 واحد دیگر نیز توسعه خواهد یافت؟! جناب آقای دکتر صدوق اگر زحمت بکشند و دو عنوان پارک ملی کویر و پارک ملی نایبند را در گوگل جستجو کنند نیز به نتایج حیرت آوری می رسند، 879،000 نتیجه در مقابل 6،990 نتیجه! جناب آقای دکتر صدوق اگر همین الان از شما بخواهند برفرض یکی از این دو را رها کنید، چه می کنید؟! و از طرفی دیگر جناب آقای دکتر صدوق چرا استقرار وزارت نفت در منطقه را به دوره اینجانب نسبت میدهید؟ وزارت نفت سالهای سال است که وجب به وجب آنجا را شخم زده است و انواع و اقسام عملیات اکتشافی و لرزه نگاری دو بعدی و سه بعدی را در آن به انجام رسانده است.

 

3-      جناب آقای دکتر صدوق فرموده اند که طرح موضوع نفت در کمیسیون امور زیربنائی دولت، اساساً پیشنهاد اینجانب بوده است. برای بنده جای تعجب دارد که جناب آقای دکتر صدوق که همین الان هم در جلسات مهم و اساسی کمیسیون مذکور حضور نمی یابد تا از محیط زیست دفاع کند، چگونه مشروح مذاکرات گذشته را مطالعه کرده است؟! جناب دکتر، کمیسیون امور زیربنائی دولت که عنوان دقیق تر آن "کمیسیون امور زیربنائی، صنعت و محیط زیست" است، از سالیان پیش و در دولتهای گذشته شکل گرفته و همیشه هم وزارت نفت عضو آن بوده و موارد مربوط به نفت در آن مطرح می شده است. در همین پارک ملی کویر عملیات اکتشاف (لرزه نگاری دوبعدی) با تصویب کمیسیون مذکور و در دولت وقت در دهه هفتاد انجام شده است. همان پارک ملی نایبند که حضرتعالی مدعی بخشش آن از سوی اینجانب به وزارت نفت شده اید، واقعاً کی و چگونه هبه شد؟! جناب دکتر بد نیست که سری به اسناد گذشته بزنید البته اگر نتوانستید پیدا کنید در اختیار اینجانب هست، می توانم تقدیم کنم.

 

4-      جناب آقای دکتر صدوق فرموده اند که هیچ نام و امضائی از ایشان در خصوص موضوع اکتشاف نفت در پارک ملی کویر در مصوبات کمیسیون امور زیربنائی دولت وجود نداشته اما نام دو تن از مدیران دوره اینجانب موجود است. اولاً جناب آقای دکتر صدوق اساساً در جلسات کمیسیون مذکور شرکت نمی کند تا چیزی را امضاء بفرمایند و کمیسیون مذکور در غیاب ایشان راساً موارد را تصویب می نماید و همین موضوع باعث گردیده است تا برخلاف گذشته، کمیسیون امور زیربنائی و اعضاء آن با فراغت بال موارد مد نظر را تصویب نمایند و این چیز قابل افتخاری نیست و اساساً کسی که دیکته نمی نویسد، غلط هم ندارد و یا به عبارتی از کسی که در جلسه ای حضور ندارد، امضائی هم موجود نیست! جناب صدوق اساساً تصمیمات مربوط به حوزه جنابعالی در معاونت توسعه مدیریت سازمان اخذ  و اجرا می شود! ثانیاً این دیگرسفسطه است که بفرمائید مدیران زمان اینجانب امضاء کرده اند. به طور حتم منظورتان آقای مهندس عبدوس است. بنده مسئولیت تمام امضاهای آقای مهندس عبدوس تا تاریخ 20/7/1388 را بر عهده می گیرم. ولی امضائی ( البته اگر باشد ) که اکتشاف نفت را در پارک ملی کویر مجاز می داند مربوط به زمانی است که ایشان نیابتاً از طرف حضرتعالی در کمیسیون مذکور حضور داشت! لطفاً تاریخ امضاء را دقت بفرمائید، روز و ماه آن هیچ، سال آن 1389 است نه 1388!!!

 

5-      جناب آقای دکتر صدوق عزیز، متاسفانه در یکسال گذشته برغم انتظارات رسانه ها و دلسوزان محیط زیست که توقع داشتند تا جنابعالی با تکیه بر تجربیات سی و چند ساله در عرصه محیط زیست، دلسوزی و همچنین البته علم به موضوع در مقابل مشکلات محیط طبیعی کشور قد علم کنید و خیال همه را از این بابت جمع نمائید، اینگونه نشد و الان طوری است که بسیاری از همین افراد سرخورده و نا امید شده اند و تقریبا جز تعداد محدودی که همچنان جیره خوار دربار هستند، همه قطع امید کرده اند و در ملاقاتها اغلب می گویند "چه فکر می کردیم و چه شد؟!"

      جناب دکتر صدوق جایگاه معاونت محیط طبیعی الان کجاست؟ شما را به خدا حرفتان الان در سازمان چقدر خریدار دارد؟ پس از یکسال و ااندی از مدیریت حضرتعالی، کارهائی صورت گرفت که حتی اگر از بنده بی تجربه هم سر می زد، بعید بود چه برسد به جنابعالی! اهداء آهو، اهداء پلنگ، واردات ببر و اوریکس و احتمالاً اهداء عنقریب یوز و واردات شیر هندی! واگذاری گارد محیط زیست به نیروی انتظامی، صدور پروانه های بی حساب و کتاب شکار، جابجائی گونه ها با تلفات بالای 90 درصد (از 14 راس آهوی جابجا شده از دشت سهرین تاکنون 12 راس مرده اند!)، اهداء مناطق چهارگانه به بهانه عدم وجود ارزشهای زیستی از جمله منطقه هفتاد قله در استان مرکزی، چراغ سبز جهت احداث پالایشگاه میانکاله و دهها مورد دیگردر طی یک سال !   جناب آقای دکتر صدوق آن حوزه آنقدر به هم ریخته است که حتی حاضر نشدند شما را به کنفرانس تنوع زیستی در ناگویا ببرند!

    جناب آقای دکتر صدوق امیدوارم گذشته خودتان در دفاع از محیط زیست فدای این دوره کوتاه نشود. حرفهای پنهانتان با رئیس سازمان در جلسه شورای معاونین را علنی کنید تا دوستانتان سرخورده نشوند و اگر نمی توانید و یا نمی خواهید، همه چیز را هم به جناب آقای محمدی زاده و معاون توسعه صنعتی ایشان! (نه معاون توسعه نیروی انسانی) واگذار کنید. قطعاً در این صورت همه از شما حمایت خواهند کرد.آنچه فعلا مهم تر از هر چیزی به نظر می رسد این است که نگذاریم پارک ملی کویر به سرنوشت عسلویه دچار شود .

دلاور نجفی

4/8/1389

 

/ 13 نظر / 17 بازدید
نمایش نظرات قبلی
محمد درویش

شاید دردناک ترین و تلخ ترین بخش از یادداشت شما آنجایی است که اشاره کرده اید: "جناب صدوق اساساً تصمیمات مربوط به حوزه جنابعالی در معاونت توسعه مدیریت سازمان اخذ و اجرا می شود! " . وای بر محیط طبیعی ما اگر اتوریته مدیریتش اینگونه نزول کرده باشد! . درود ...

دانشجو

ما که نفهمیدیم حق با کیست . شما حرف خودتان را می زنید صدوق هم حرف خودش را . بد نیست اگر ارتباطی با آقای عبوست دارید از ایشان بپرسید چرا این کار را کرد . البت همان طور که گفتید مسولیت امضائ ایشان با آقای صدوق است .

مي شناسي

برادر گرانقدر ،در نوشته هاي شما بيشتر خشم و بغض هست تا منطق.من قصد دفاع از اقاي صدوق را ندارم كه با 800 مشاوري كه انتصاب نموده خود بيانگر حال خويش است.هر كسي كه از جلو پرديسان رد شد و يك سلام گرمي به ايشان كرد شد مشاور.خانم ابوالقاسمي هم كه شهره افاق.در استانه 80 سالگي هم دل كندن از قدرت و ثروت!!!!!!!! براي اين خانم سخت است اما........ اما برادر شما چه گلي بر اين تشكيلات زدي.يك جمله براي معرفيتان كافيست.برگرد به ان نوشته ات كه گفتي خدا را شكر حاج اقا يزداني هم تبرئه شد!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!همه كه ديگر اقا مجيد و داستان هر امضا 200 ميليون را كه ميدانند برادر. بي خيال اين محيط زيست مادر مرده باش.كه فرق تو با صدوق ريش بلندو قد بلندترت بود.كامنت را بگذار مردم ببينند تا انها قضاوت كنند.

M

سلام حاج دلاور. متاسفم. کجاست آن احترام به نظر کارشناس که در دوره های قبل مد نظز مدیران بود.من متاسفم که چنان دهان این کارشناسان را بسته اند که هیچ کس درون سازمان اظهار نظر نمی کند. اصلا مثل یک قضیه عادی با این موضوع برخورد میکنند و فقط به فکر مسائلی مثل تبدیل وضعیت و اضافه کارو حق ماموریت و ... برای سیر نگهداشتن خانواده شان هستند.

مهدی

درد دلهای «علی» را بَعدِ قرنی بشنوید می کند اسرارحق ایشان بیان باورکنید اَینَ عمّار، اَینَ عمّارِ ولیِّ این زمان یادگارو یادِ یارِ مهربان باورکنید [گل]

محمد مهدی

با سلام جناب آقاي دلاور نجفي به عنوان يك علاقه مندخدمتتان مي گويم محيط زيست و حيات وحش اين كشور متاسفانه پس از انقلاب روند قهقرايي طي كرده و براي همه دولتمردان محيط زيست جز مسئله پيش پا افتاده و بي اهميت در مقابل ساير مسائل توسعه ايي چيز ديگري نيست من تا به حال ياد ندارم يك رئيس جمهور يا وزير بيايد در اين خصوص جديتي نشان دهد چرا اينقدر هم سلفتان در معاونت كنوني سازمان را متهم مي كنيد قصد من دفاع از آقاي صدوق نيست اما مي خواهم بگويم مدتي پيش مصاحبه رئيس سازمان را در تلويزيون ديدم رئيس سازماني كه به جاي قلاده براي حيوانات گوشتخوار كلمه راس را بكار مي برد( دو راس ببر !!!) و يا اينكه مي گويد ببر مازنداران از ايران به سيبري مهاجرت كرده !!! وهمين را در مورد شير ايراني و مهاجرت آن به هند !!! هم ذكر مي فرمايد و يا در جاي ديگري مي فرمايد از اقدامات انجام شده در قله دماوند بيابان زدايي و مقابله با شن هاي روان است!!! ديگر چه انتظاري داريد محيط زيست در كشور ما فقط يك ‍ژست قشنگ است و ديگر هيچ اين كه در دوران شما چه بود و حالا چه شد بماند اين سير نابودي همچنان ادامه دارد اما اي كاش مديران ما كمي از ميزشان و منصبشان

سینا

آقای نجفی آب رو بریز اونجا که می سوزه

ریاضی

اقای نجفی : آیا واقعا فکر میکنید که در این مملکت جیب پر پول مهم است یا چند تا گاو وگوسفند (البته این تفکر آقایان است که به محیط زیست اطلاق میکنند) البته پول که چند تا پیمانکار از دوستان و آشنایان بیایند شروع به کار کنند و پول دولت رابریزند تو جیب و بعد هم بگویند تقصیر ما نبوده دولت گفته البته دولت مادر مرده هم مثل بچه یتیمها صد تا ننه و بابا داره که دایه مهربانتر از مادر هستند . پس با این عروس هزار داماد چه میشود کرد داستان اکتشاف نفت در پارک کویر هم همین داستان است که عده ای به نام منافع دولت ومردم تنها میخواهند جیب خود را پر کنند . در پایان امیدوارم که زحمات شما به بار بنشیند و اگر کمکی هم از مردم خواستید که این محیط زیست متعلق به مردم دارد بدانید که با شما خواهند بود اما صادق و یک رنگ بودن مهم است

اکبر

سلام: نزاع نکنید سهم مابعدازانقلاب تنهایک انسان شریف ومبرااز تمام پلیدی ها وپلشتی ها بودوان هم دکترهادی منافی بود.ودیگرهیچ.

م.زارعی

باسلام متاسفانه فریادرس واقعی محیط زیست رابایددرزمان ظهورپیدا کرد.هرکسی آمد ورفت به فکرپست ومقام خودبود.آنها که می آیند که جای خودرادارد.این روزا کمی بهترشده وحداقل صدای فریاد محیط زیست رامیتوان درگوشه وکنارشنید.اماعسلویه وپارک ملی نایبندرا... کمی هم ازنابودی درختان لیر(انجیر معابد)آن بگوییدتامثل جبیرانش ،سواحل زیبای مرجانیش و...ازنابودی نجات پیدا کند