یوزپلنگ ایرانی ،شهرک زیتون ، گورستان تلو!

در مطلبی نوشتم که برپایی همایش یوزپلنگ ارتباطی با شهرداری تهران ندارد . اگر چه مطلب یاد شده در قالب طنز نوشته شده بود، برخی خوانندگان خرده گرفتند که چرا سازمان در این موضوع ، موضع مخالف گرفته است و بعضی از خوانندگان هم با همان زبان طنز نویسنده را مورد لطف قرار دادند ! آنچه قابل ذکر است ، این است که اینجانب هم جهت روشن شدن موضوع نماینده ای را به جلسه مذکور اعزام نمودم و ایشان ضمن بیان اینکه جلسه خوبی بود گفت که فلانی نه تنها من بلکه خود گردانندگان هم نفهمیدند موضوع چه ارتباط با آنها دارد ! علی ایحال ضمن تشکر از شهرداری تهران از این عزیزان و همچنین اعضاء شورای محترم شهر تهران خصوصاً کمیته محیط زیست آن و بالاخص اعضایی که سابقه خدمت در سازمان حفاظت محیط زیست را دارند جداً استدعا دارم قبل از پرداختن به مسئله یوزپلنگ که ارتباط خیلی تنگاتنگی با شورای شهر و شهرداری تهران ندارد ، دو موضوع مهم و مرتبط با شهر تهران را در اولویت قرار دهند . یکی از این موارد ، شهرک زیتون است که سالهای سال است به عنوان یک معضل گریبانگیر سازمان حفاظت محیط زیست و شهرداری تهران است . تا آنجا که بنده اطلاع دارم حکم تخریب ساختمانهای شهرک غیر قانونی زیتون در دست شهرداری تهران موجود است و حکم یاد شده را به اجرا در نمی آورد . چرا؟ نمی دانم! ولی اگر شهرداری تهران علاقمند به محیط زیست کشور است ، بهتر است این حکم را اجرایی نماید. مورد دیگر مکان یابی گورستانهای شهر تهران است .یکی از این گزینه ها منطقه تلو است . منطقه تلو در حوزه آبریز سدهای لار ، لتیان و ماملو قرار گرفته و تغذیه کننده آب دشت تهران است و اداره کل حفاظت محیط زیست استان تهران دلایل مخالفت خود را اعلام نموده است .به نظر می رسد با توجه به مخاطرات انسانی فراوان این موضوع همچنین ارتباط مستقیم آن با شهرداری و شورای شهر تهران (حداقل ارتباط مستقیم تری نسبت به یوزپلنگ) تبعات زیست محیطی این تصمیم را مد نظر قرار دهند . همکاری شورای شهر و شهرداری تهران در این دو موضوع قطعاً حسن نیت این عزیزان و توجه و حساسیت آنها به محیط زیست کشور را به نمایش خواهد گذاشت.

/ 3 نظر / 11 بازدید
ا

با حمله یوز پلنگ ایرانی شهرک زیتون فرقی با گورستان تلو ندارد. (البته جمله قصاری نبود منتها در عمق مطلب ارتباط میان واژگان این جمله شبیه ارتباط شهرداری بود با یوزپلنگ!)

یک همکار قدیمی

جناب آقای نجفی، چقدر خوب که شما هنوز عادات خودتون رو فراموش نکردید. برای اولین باره که به وبلاگ شما سر می زنم. آنچه را که نوشته بودید از اول تا آخر مطالعه کردم. همونطور که گفتم هنوز مثل قبل هستید. سواد اندک، تجربه نداشته و گذشته خودتون رو هنوز هم با بی ادبی می خواید جبران کنید. پیشنهاد می کنم توی این ماه روضونی، شما و سایر دوستاتون که سرمایه های این مملکت دستتونه و دارید براش تصمیم می گیرید و اجازه بدید بگم که متاسفانه دارید همشو به باد فنا می دید، یه کم فکر کنید. ببینید چطور می خواید توی اون دنیایی که میدونم بهش هیچ اعتقادی ندارید اما اداشو درمیارید جواب اون خدایی رو بدید که بازم می دونم بهش هیچ اعتقادی ندارید. چون اگه به اون دنیا و خدای هر دو دنیا اعتقاد داشتید، این همه خسران به بار نمی اوردید. آقای نجفی، ترا به هر چه که بهش اعتقاد داری این ماه رمضونی یه کم فکر کن. در حق این مملکت خیلی ظلم کردی، دانسته یا نادانسته از عهدت خارج نیست. به خدا اون دنیا اقای یزدانی جواب کاراتو نمی ده. این حرفا رو فقط زدم که مسئولیتم رو ادا کرده باشم.

فراز

آقای محترم شما فکر اون بدبختایی که سی سال هست سند رسمی دارند رو کردی؟ می دونی چقدر بدبختن؟